یوزارسیف: با همه جوانی، سال‌ها رنج برده‌ام

تابناک: در آن بعدازظهر که قرار مصاحبه را گذاشتیم و در فاصله یک ساعتی که مصطفی زمانی تاخیر داشت، در وبگردی‌های لابلای صفحات بی‌نهایتی که برای «بازیگر نقش حضرت یوسف(ع)» باز شده بود، دریافتم مصطفی زمانی درست ساعت 11 صبح روز هشتم بهمن هشتاد و سه برای اولین بار جلوی دوربین قرار گرفت تا «یوزارسیف» شود و دست بر قضا ‌آن روز هشتم بهمن بود.
چهار سال و چند ساعت می‌تواند زمان خیلی زیادی نباشد برای ‌آنکه سرنوشت یک نفر آنقدر عوض شود که به جای یکی از آن سه هزار نفری که برای نقش یوسف از آنها تست گرفته شد و رد شدند، جوان بیست‌وهفت ساله‌ای با اعتماد به نفس روبه‌رویمان بنشیند که آنقدر خوب از عشق و همه چیز حرف بزند که گویی چیزی از روح یوسف نبی در او حلول کرده باشد.


مصطفی یادش نبود چهارسالگی یوسف شدنش را جشن بگیرد. حتی وقتی پرسیدیم که امروز چندم است بین نهم و هشتم شک داشت. فقط چشمان سبزش درخشید و گفت: «راست می‌گویی یادم نبود.»
ادامه ....

/ 10 نظر / 5 بازدید
نسترن

سلام مرسی از اینکه به وبم اومدید. بابت اون گل هم ممنونم.[گل]

آیدا

سلام و ممنون از اینکه بمن سر زدی گزارش جالب بود دستت درد نکنه خوش حال میشم دوباره سر بزنی [گل]

آیدا

سلام ممنون که سر زدی در جواب سوالت عرض کنم که من نمی دونم خوندن چیزی که اصلا معنی اون رو ندونی چطوری ارامش میده؟ البته گفتم اصلا ندونی یعنی مثل طوطی از حفظ بخونی و بگول ژیامبر بزرگمون مثل کلاغ خم و راست بشیم شما عاقل تر ازونی باید باشین که از نوشته های دکتر شریعتی چنین برداشتی بکنین . بهر حال ممنون از اینکه سر زدین[گل]

آیدا

ببخشید که غلط املای داشتم اونجا بقول و کلمه که تو تایپ اشتباه افتاده پیامبر است بازم معذرت میخوام شرمنده[خجالت]

پری

اومدم بگم که چرا آپ نمی کنی دیدم که آپ کردی. من در باره ی امید نوشتم. یه سر بزن. [گل]

آیدا

Salam dooste man ., merci az hozooret Na khodam nistam ... Too google peydash kardam [گل][لبخند][رویا]

سارا

سلام وبلاگم رو با یه تغییر کوچک آپ کردم. وقت کردی سر بزن!

سارا

سلام وبلاگم رو با یه تغییر کوچک آپ کردم. وقت کردی سر بزن!

شبنم(اسیر خاک)

سلام ممنون که به کلبه ام سر زده بودی بازم خوشحال می شم ببینمت آسمون دلت همیشه آبی