جلسات سری برای آقای سرمربی/ آخرین اولتیماتوم به دایی /علی دایی برکنار می شود؟
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی:

بازی با عربستان، آخرین فرصت علی دایی: اگر شما هم مثل بسیاری از فوتبالدوستان ایرانی تصور می‌کنید نبض تصمیمات بزرگ فوتبال کشور در خیابان سئول می‌زند، تا حدودی درست فکر می‌کنید اما اینکه مرکز این تصمیمات در کدام نقطه از این خیابان است، پرسش مهمی است که نیاز به دقت بیشتری برای رسیدن به پاسخ درست دارد. در خیابان سئول دو مدیریت بزرگ ورزشی وجود دارد، یکی در پایین خیابان سئول که دفتر علی کفاشیان در فدراسیون فوتبال قرار دارد و دیگری در بالای این خیابان که دفتر مهندس علی‌آبادی در سازمان تربیت‌بدنی قرار دارد و مطمئن باشید که «تصمیم‌سازی»های بزرگ فوتبال در خیابان بالایی انجام می‌شود. فدراسیون هر چقدر سعی می‌کند «استقلال» خودش را در این قضایا حفظ کند، فایده‌ای ندارد چراکه «رییس» آنقدر به فوتبال علاقه‌مند است که به‌راحتی از کنار تصمیمات آن نگذرد.

می‌خواستند دایی را کنار بگذارند:دقیقا بعد از بازی ایران و کره بود که ایران با تساوی تقریبا راهش را برای صعود به جام‌جهانی سخت کرد، تا آنجا که کفاشیان به یکی از دوستان خبرنگارش گفت:«کارمان واقعا سخت شد، حالا همه می‌آیند که نبازند تا به جام‌جهانی بروند» چند روز بعد دو تن از نمایندگان مجلس در تذکری به رییس‌جمهور خواستار رسیدگی به اوضاع شدند تا عملا دستگاه ورزش و فدراسیون فوتبال در موقعیت آچمز قرار گیرند. اتفاق جالب در اولین نشست هیات‌رییسه فدراسیون بعد از تساوی افتاد که برخی از اعضا در خصوص تیم‌ملی و صعود به جام‌جهانی احساس خطر کردند و طرح «عبور از دایی» را به‌ صورت خودمانی پیشنهاد کردند. البته دلایلی کافی برای طرح هم وجود داشت، موضوع به اعتبار دایی و البته فوتبال کشور بازمی‌گشت که با نرفتن به جام‌جهانی یکجا از دست می‌رفت. البته اکثر اعضا سعی می‌کردند موضع منفعلانه در قبال این قضایا بگیرند و کسی هم جرات بیان مستقیم مسئله را نداشت.

دایی به قول‌هایش عمل نمی‌کند:برخی از اعضای هیات‌رییسه معتقدند سرمربی تیم‌ملی به تعهداتش عمل نکرده و خلاف رویه‌ای که قول داده بود را در پیش گرفته است. علی دایی در اولین جلسات مشترک با فدراسیون قول داد که خصومت‌های گذشته را پشت‌سر بگذارد و اختلافات قدیمی را فراموش کند اما موضع صریح سرمربی تیم‌ملی بعد از انتخاب که اعلام کرد «اجازه دخالت به هیچکس را نمی‌دهم» و پافشاری بر برخی از اختلافات دیرینه با «کریمی»، «مبعلی»، «رضایی»، «کاظمیان» و برخی دیگر از بازیکنان موجب شد تا بعد از نتایج نسبتا ضعیف تیم‌ملی در بازی‌های مقدماتی جام‌جهانی، همه‌چیز علیه دایی شکل بگیرد و او در موضع ضعف قرار گیرد. تیم‌ملی نه بازی خوبی انجام می‌دهد و نه نتایج خوبی را کسب می‌کند تا زمین و زمان بر علیه سرمربی باشد و در این شرایط دایی در موقعیت «خلع سلاح» قرار می‌گیرد.

تاج پنالتی می‌زند:مهدی تاج در فدراسیون فوتبال نقش ویژه‌ای دارد، انگار او برای این نایب‌رییس شده تا همه‌چیز را با مهندس علی‌آبادی چک کند و از موقعیتش برای درست کردن اوضاع استفاده کند. سازمان از طرف مجلس زیر سئوال است، تیم‌ملی وضعیت چندان مساعدی ندارد، انتخابات ریاست‌جمهوری در پیش است و فدراسیون هم باید کاری کند اما به‌جای اینکه همه‌چیز در فدراسیون حل‌وفصل شود و اعضای هیات‌رییسه در درون فدراسیون مسئله را بررسی کنند و به نتیجه برسند، نایب‌رییس به این نتیجه می‌رسد که بهتر است ماجرا را با علی‌آبادی در میان بگذارد تا همه‌چیز با نظر «رییس» حل‌وفصل شود. کفاشیان درباره این جلسه سری اعتقاد دارد:«دایی بدون هماهنگی به سازمان نمی‌رود» علی دایی با وساطت مهدی تاج به سازمان تربیت‌بدنی برده می‌شود تا در آنجا سرمربی تیم‌ملی از شرایطش برای علی‌آبادی بگوید . علی‌آبادی در این جلسه از سرمربی می‌خواهد که تلاش بیشتری کند، خصومت‌های گذشته را کنار بگذارد، آرام باشد و نتیجه بگیرد. خروجی این جلسه هم بازگشت «علی کریمی» و احتمالا چند بازیکن دیگر برای بازی با عربستان است تا تیم‌ملی سایه حذف از جام‌جهانی را از سر بگذراند، موضوعی که کفاشیان هم به آن اشاره می‌کند:«بعد از عبور از این مرحله، بهتر خواهد شد. کمی صبر کنید، اینقدر هم عجله نکنید!» احتمالا علی دایی طاقت شنیدن جملات مشابه را از علی کفاشیان نداشت که به جلسه با علی‌آبادی تن داد، اصلا کسی پرسیده چرا کفاشیان و دایی چندان به هم نزدیک نیستند؟

 مسکوت تا بعد از بازی با عربستان:فعلا همه توافق کردند تا به علی دایی فرصت بدهند و کاری به او نداشته باشند، سرمربی تیم‌ملی تا بعد از بازی با عربستان فرصت دارد که به وضعیت تیم‌ملی در گروهش سروسامان بدهد و اگر  هر اتفاقی جز کسب سه امتیاز در این بازی بیفتد، همه‌چیز به‌ضرر سرمربی خواهد شد. منتقدان دایی در هیات‌رییسه فدراسیون هیچ خصومتی با سرمربی ندارند اما رفتار او در این چند ماهه و نتایج نه‌چندان جالب باعث شده تا فدراسیون به آینده فوتبال ایران فکر کند. بجنب آقای دایی!

پی نوشت: البته که باید گفت تمام فشارهایی که می آید همه از ترس میز است! هر کسی از ترس از دست دادن موقعیتش باید به شخص زیردستش " سقلمه " ای بزند. چه کسی است که نداند مبعلی مدتهاست از مصدومیت کهنه کمر رنج می برد و یا بازی نمی کند و یا اصلا بازی خوبی انجام نمی دهد, چه کسی است که اطلاع نداشته باشد مهدوی کیا مدتهاست نیمکت نشین است , چه کسی خبر ندارد که همانطور که دایی معتقد بود بساری از لژیونرهای اسم و رسم دار فقط یک کامیون اسم دارند و در عمل آماده نیستند  و ادعای دایی در عمل به اثبات رسیده که او همواره آماده ها را دعوت می کند , همانطور که در زمان آمادگی کریمی وی را نیز دعوت کرد که البته او نیامد و این بار قرار است درصورت رفع مصدومیت با پادرمیانی دوستان مشترک به تیم ملی برگردد. جلسه آشتی کنانی که البته قبل از تمام این اتفاقات برگزار شده بود.