به رغم جنجال ها و اتفاقاتی که در حاشیه برنامه نود راه افتاد و پس از آن حاشیه‏های ‏باشگاه پرسپولیس به وجود آمد، موضوع بازی غیر طبیعی و عجیب استقلال و ‏پرسپولیس پس از بازی مهم ملی برابر کره جنوبی کاملا رها شد. تا در آستانه این دیدار، اردوی تیم ملی در آستانه بحران تازه قرار گیرد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، نخستین اشتباه بزرگ فدراسیون فوتبال در خصوص دربی انتخاب زمانی با فاصله یک روز برای بازی تیم های ‏استقلال و پرسپولیس بود که پس از آن با فشار بخش‏های امنیتی که گفته می‏شود شورای تامین استان تهران بود، این فاصله به دو روز ‏رسید. ‏با این تغییر، اگرچه همچنان به نظر می‏رسید این فاصله باز هم نیاز به افزایش باشد، اما سازمان لیگ فوتبال که برنامه‏ریزی منحصر به فردش تیم‏های حاضر در لیگ را به سطوح آورده، این بار نیز با لجاجت معمولی که از آنها مشاهده شده، مکرراً بر تاریخ 26 بهمن تاکید کردند و نظرشان را به کرسی نشاندند.

همین مسئله باعث شد تا سازمان لیگ فوتبال که رئیس آن، اتفاقاً نایب‏رئیس فدراسیون فوتبال نیز تلقی می‏شود، ضربه اصلی را به تیم ملی فوتبال وارد سازد و در حالی که این روزها تماشاگران ترجیح می‏دهند در آزادی استقلال و پرسپولیس را تشویق کنند و آزادی در بازی‏های ملی برخلاف سال‏های گذشته سوت و کور است، دربی نیز در نزدیک‏ترین زمان ممکن به حساس‏ترین دیدار مقدماتی جام‏جهانی 2010 قرار داده شد تا در نهایت همه اهالی فوتبال از بزرگ و کوچک بسیج شوند تا شاید یک بار دیگر به مدد هزینه کردن از شخصیت تمامی ایشان و با بیان اینکه اسطوره‏های فوتبال به آزادی خواهند آمد، تماشاچی مجاب شود که در این هفته دوبار به بلیت‏فروشی استادیوم آزادی مرجوع کند.

البته قطعاً تقصیرها تماماً متوجه برنامه‏ریزی ناقص سازمان لیگ فوتبال نیست که اینچنین فدراسیون فوتبال را به هراس انداخته که با ادبیات سلحشوری، تماشاگران را به ورزشگاه دعوت کنند؛ تماشاگرانی که هنوز خاطره کشته شدن هفت تن از ایشان در دیداری مشابه با همین چشم‏بادمی‏ها در خاطره تاریخی فوتبال ایران پابرجاست و جناب سرمربی که بعید می‏دانست کار به اینجای باریک کشیده شود، اعلام کرد: «ببخشید، نه عزیزم، تیم ملی با 200 تا تماشاگر هم به کارش ادامه می دهد. عذر می خواهم، از این خبرها نیست.» حال چه اتفاقی افتاد که حتی دایی از موضعش عقب‏نشینی کرد و تقاضایی 500 برابر نیاز تیم ملی دارد؟!

 
در این میان همچنان اشتباهات سازمان لیگ در مشخص ساختن زمانی نزدیک به دیدار ایران و کره برای دربی سرخابی‏های پایتخت که تب آن، همه چیز را تحت‏الشعاع قرار می‏دهد، حتی از اظهارات نامهربانانه دایی نیز ثقیل‏تر می‏نماید، چرا که باعث شده، آنچنان بازیکنان دو تیم در حواشی و کری‏خوانی معمول دربی فرو روند که هیچ تمرکزی برای بازیکنان با هدف جدال با قطب فوتبال آسیا که به زعم برخی کارشناسان، پشت سر گذاشتنش در تهران کار دشواری نیست (!) ، باقی نماند و بازیکنان با حال و هوای دربی به مصاف کره بروند که مشخص است این وضعیت آشفته چه حاصلی در بر خواهد داشت.

اما زمانی این اشتباهات با اشتباهاتی دیگر، آثار تخریبی مضائفی پیدا کرد که پنج شنبه گذشته فدراسیون فوتبال با افتخار اعلام ‏کرد، جلسه هماهنگی بازیکنان تیم های استقلال و پرسپولیس دوشنبه شب (21/11/87) ‏برگزار می شود. تا مشخص شود این طرز تلقی که دوره مدیریت سعی خطا به پایان رسیده، کاملاً اشتباه بوده و باید به استقبالی شهرآوردی دیگر با نتبجه مساوی رفت که آثار تخریبی‏اش به مراتب بیش از چند ده میلیون تخریب اموال عمومی است و این بار دامن تیم ملی فوتبال را نیز فشرده است.

در واقع شرایط موجود چنین متبادر می‏سازد که تب سی‏امین دربی تک امتیازی، باعث و بانی فلج شدن تیم ملی است که رفتار مصلحت جویانه و فاقد دوراندیشی ‏را به غلط یا درست از فدراسیون فوتبال در انظار عمومی تداعی می‏سازد و خلق و خوی تصمیم گیرندگان این فدارسیون را به شدت به برگزار کنندگان دربی در دهه 70 قابل تشبیه سازد.

به راستی چه ضرورتی داشت، ‏بازیکنان استقلالی و پرسپولیسی تیم ملی را خلاف عرف حرفه‏ای‏گری فوتبال، چهار روز ‏زودتر از دربی و در آستانه بازی با کره به طور کامل درگیر مسایل حاشیه‏ای کرد و دلمشغولی اصلی همگان دربی تهران لقب ساخت؟ آیا امکان برگزاری دیدار هماهنگی در فاصله‏ای نزدیک‏تر به دربی نبود و آیا امکان این مسئله فراهم نبود که دست از لجاجت‏های بچه‏گانه برداشت و موعد برگزاری دربی نیم‏فصل دوم پایتخت را، تغییر داد تا چنین مخمصه‏ای بوجود نیاید؟

به نظر می رسد، نقش دایی به عنوان چهره‏ای تصمیم‏گیر در فدراسیون فوتبال در ماجرای برگزاری دربی نیز کاملاً کمرنگ بود و او هیچ تلاش جدی و یا حداقل علنی برای تغییر نظر سازمان لیگ فوتبال وبرای تغییر زمان دربی و یا عدم برگزاری دیدار هماهنگی بازیکنان انجام نداد و علی‏الظاهر حواشی فدراسیون فوتبال و لیگ برتر و مشکلات تیم ملی ‏موجب شده که حتی تمرکز سرمربی تیم ملی نیز از دست برود و  دایی که در این نوع ماجراها، باشگاه‏ها را زیر پای تیم ملی می‏گذارد، بدون توجه به مضرات برگزاری دربی در این هنگامه و همچنین برگزاری این جلسه هماهنگی بی‏وقت برای تیم ملی، سکوت پیشه کرد تا نتوان از ضررهای احتمالی که با این شوی مدیریتی تاریخ گذشته، امکان دارد به تیم ملی متحمل شود، جلوگیری کرد.

در هر حال شاید با این تفاسیر تنها راهی که برای عدم بازگشت رسانه‏ها به این اشتباهات مدیریتی فاحش و پردازش مو به موی آنها وجود دارد، شکست تیم ملی کره جنوبی در استادیومی باشد که بعید به نظر می‏رسد به مدد گرو گذاشتن ریش بزرگان فوتبال نزد مرد، خالی بماند. هواداران یک بار دیگر به آزادی خواهند آمد و تیم ملی را تشویق خواهند کرد اما در صورتی که ایران پیروز میدان نباشد و حتی با تساوی، کره را بدرقه کند، نباید سرمربی نه چندان محبوب تیم ملی، توقع تشویق‎‏‏های مکرر سکونشینان را داشته باشد.

در این اوضاع و احوال یک دربی جذاب و پرگل که با به صدا درآمدن سوت پایان آن، یکی از دو تیم به عنوان پیروز میدان، آزادی را ترک کند، مزد ناچیزی برای تماشاچیان قانعی باشد که تنها کمی همواره احترام به شعورشان را می‏طلبند و برای حرف مدیران غیرفوتبالی فدراسیون فوتبال به واسطه وساطت رسانه‏ای بزرگان مستطیل سبز ایران، ارزش قائل شده و بدون درنظر گرفتن باور کادر فنی تیم ملی فوتبال نسبت به جایگاه تماشاچیان، به تشویق یک پارچه تیم ملی خواهند پرداخت.