با قهرمانی پرسپولیس در فصل گذشته که متکی به مهره‏های کارآمد، کادر فنی توانمند عنوان و همچنین مدیریت با ثباتی و البته اندکی بخت و اقبال حاصل شد، توقعات از این باشگاه افزایش یافت تا با رفتن حبیب کاشانی از پشت میز مدیرعاملی این باشگاه و افشین قطبی از نیمکت سرخ‏ها، اشخاصی که شکست پرسپولیس به نوعی شکست‏شان محسوب می‏شد، در تلاش برای بهبود وضعیت بوجود آمده باشند امادر این مسیر گام‏های تند و لغزنده‏ای برداشته شد تا این تیم نتواند بار دیگر به قهرمانی در لیگ برتر فوتبال بیاندیشد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، سوای تزریق داریوش مصطفوی که همگان از ماهیت استقلالی‏اش خبر داشتند، به مدیریت باشگاه پرسپولیس و همچنین سوابق مدیریتی‏اش که جز یک مقطع کوتاه هیچ‏گاه محصولی به همراه نداشته، ورود چهره‏ای به نام حسین هدایتی به هیات مدیره این باشگاه و نشاندنش در صدر هرم قدرت هیات مدیره، معادلات این باشگاه را تغییر داد.

حسین هدایتی برای نخستین‏بار به خاطر پرسپولیس به امارات متحده عربی رفت و افشین قطبی را با رقمی سرسام‏آور به روی نیمکت پرسپولیس بازگرداند و همچنین بسیاری از ستاره‏های فوتبال ایران را نیز در فصل نقل و انتقالات و در طول فصل، به این مجموعه افزود تا تنها تیم ملی ایران پرستاره‏تر باشد اما پرسپولیس با وجود آنکه هیچ دغدغه مالی و سخت‏افزاری نداشت، نتوانست با قطبی همچون فصل گذشته مقتدر ظاهر شود و با قهرمانی در نیم‏فصل، تدارک تکرار قهرمانی در لیگ برتر را ببیند و همین امر با عکس‏العمل شدید هواداران پرطرفدارترین باشگاه کشور و پس آن رسانه‏ها روبرو شد تا افشین قطبی فرار را بر قرار ترجیح دهد و با همسرش راهی امارات شود تا اوقات خوشی را با مبلغ دریافتی در این کشور سپری کند.

در این بین، افشین پیروانی مربی پرسپولیس موقتاً برای هدایت این تیم در نظر گرفته شد و در ادامه نیز رسماً به عنوان سرمربی جای قطبی را گرفت اما طولی نیانجامید که همگان دریافتند، او در حد و اندازه اداره تیمی به این بزرگی نیست و باید به فکر جایگزینی برای پیروانی بود تا پرسپولیس در هفته‏های باقی مانده از لیگ برتر، جایگاهش را تثبیت نماید و حتی مجدداً در قامت یک تیم قهرمان به جدال مدعیان برود اما علی‏رغم حمایت به ظاهر بی‏دلیل و البته خلاف منطق برخی رسانه‏ها از پیروانی، برای افکار عمومی قابل هضم نبود شخصی که چیزی برای ارائه به امثال کریمی و باقری ندارد، هدایت چنین تیمی را برعهده داشته باشد که در نهایت با مدیرعاملی عباس انصاری‏ فرد و به واسطه بازیهای ضعیفی که در چند هفته اخیر از این تیم به واسطه عدم برخورداری از یک تاکتیک معقول، ارائه شد، حضور سرمربی خارجی کنار این تیم مسلم شد.

در این میان مدیران پرسپولیس مستمراً این مسئله را تکذیب کردند تا برای عموم مطلعین چنین تصوری پیش آید که این بحث تنها شیطنت‏های واسطه‏ها و دلال‏ها برای نشاندن یکی از مربیانشان بر روی نیمکت این تیم است اما هدایتی که این روزهای نقش تصمیم‏گیرنده اصلی پرسپولیس را پس از علی‏آبادی برعهده دارد، یک بار دیگر برای پرسپولیس راهی امارات شد تا این بار دسته چک، پای مربی دیگری را به این تیم باز کند و در نهایت سومین سرمربی پرسپولیس، سهم دومین مدیرعامل این باشگاه در یک فصل باشد و بدین شکل تمامی شایعات، تایید شود.

در این میان جناب مدیرعامل که انگار با ایشان هیچ هماهنگی نشده بود، در پاسخ به یکی از رسانه‏ها حرف‏های گذشته‏اش را مبنی بر تکذیب خبر کنار گذاشتن پیروانی به حافظه بلند مدت می‏سپارد و در این خصوص به یکی از مطبوعات با ادبیات جالبی می‏گوید: «هدایتی معمولا به دوبی سفر می‌کند و من فکر می‌کنم سفر ایشان به دوبی، چیز عجیبی نیست که ما فکر کنیم وقتی ایشان به دوبی سفر کرده حتما برای مذاکره با مربی خارجی به دوبی سفر کرده‌اند! من هیچ خبری از سرمربی خارجی ندارم و اگر موضوع مذاکره با سرمربی جدید بود، حتما رئیس هیات‌مدیره، سایر اعضا هیات‌مدیره و مرا در جریان کارها قرار می‌دادند و من در جریان مذاکره با وینگادا نیستم.»
 
در این هنگامه و در شرایطی که مدیرعامل به ظاهر بی‏خبر ترجیح داد، اخبار و اطلاعات را مستقیماً در اختیار رسانه‏ها قرار ندهد، از امارات اخباری مبنی بر مذاکره هدایتی فیلیپ تروسیه و ادواردو مانوئل مارتینیو وینگادا به گوش رسید که به نظر می‏رسد برخی شروط تروسیه، باعث توافق نهایی این باشگاه با وینگادا شد.

هدایتی 14 بهمن ماه با وینگادا پیش قراردادی را در دوبی به امضاء رساند و مقرر شد، قرارداد نهایی روز دوشنبه در تهران و احتمالاً در حضور رسانه‏های گروهی به امضاء برسد و او در دربی به عنوان حساس‏ترین دیدار این تیم برای نخستین بار بر روی نیکمت بنشیند و افشین پیروانی که قرار بود در دربی نیز مرد اول نیمکت پرسپولیس باشد، با توجه به شرایط استقلال با زیرکی سرمربی خارجی را در پیش قرار داد و خواستار حضور این پرتغالی روی نیمکت برای وارد شدن شوکی مضائف به تیم در دربی شد که البته در صورت شکست پرسپولیس نخسیتن شوک جدی به این مربی وارد خواهد شد!

اما آیا وینگادا می‏تواند پرسپولیس را قهرمان لیگ برتر نمایند تا یک سال دیگر بر روی نیمکت پرسپولیس بنشیند و آیا اصولاً مربی که در پی کسب نتایج نه چندان مناسب هفته گذشته از مربیگری تیم ملی اردن کنار گذاشته شد اما به زعم مدیریت باشگاه پرسپولیس قراردادش با این کشور به پایان رسیده بود، سایز فنی‏اش در حال حاضر بزرگ‏تر از افشین قطبی و افشین پیروانی است؟

این یک واقعیت است که دستیاران مربیان بزرگ اروپایی به سادگی با ارقام قابل توجه می‏توانند در کشورهای آسیایی جایگاه‏های سرمربیگری را از آن خود سازند، کما اینکه برانکو ایوانکوویچ دستیار میروسلاو بلاژویچ و افشین قطبی دستیار پیم وربیک با چنین فرمولی، آمدند و با سابقه سرمربیگری در ایران و البته کیفی پر از پول، کشورمان را ترک کردند و این بار نیز نوبت به وینگادا بود که از این سفره لقمه‏ای برگیرد و چند صدهزار دلار ناقابل برای مارک پرتغالی این مربی پرداخت شود.

البته گفته شده پرسپولیس با استفاده از تجربیات گذشته تلاش کرده مواردی را در قرارداد وی بگنجانند تا اگر در طول این راه مشکلاتی ایجاد شد از نظر مالی ضرری متوجه باشگاه نشود که متاسفانه سوابق گذشته و اظهارات مشابه اجازه باور چنین مطلبی را به مخاطب عام نمی‏دهد.

نلو وینگادا البته به رسم آنهایی که به سبک وی به ایران آمده‏اند، تنها نخواهد آمد و دو مربی به ایران خواهد آورد که یکی از آنها بدنساز است و دیگری از مربیان فنی است و مقرر شده تا جای شرایط نعیم سعداوی و پرویز کماسی را بگیرند و پس از آنکه این پرتغالی دوشنبه قراردادش را به صورت رسمی در تهران امضاء کرد، به سرمربی جدید بپیوندند و البته جای پیروانی را نیز تنگ‏تر از قبل کنند.

البته مدیران پرسپولیس که قصد ریسک ندارند و با توجه به آنکه استقلال در مسیر قهرمانی پرشتاب قهرمانی قرار گرفته و قهرمانی سرخ‏ها بعید به نظر می‏رسد، از تجربیات خوب این مربی و شناختش از تیم‌های اماراتی و عربستانی یاد می‏کنند و با این تعبیر که "او می‌تواند به پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا کمک کند"، ماموریت رساندن سرخ‏ها را به سکوی قهرمانی از هم‏اکنون از دستور کارش خارج کردند تا عملاً مشخص شود پرسپولیس، در لیگ برتر در پی چه جایگاهی است.

شاید باید این انتخاب را بیش از مدیران پرسپولیس، از واسطه‏هایی یاد کرد که مستقیم یا غیرمستقیم در این نقل و انتقال تاثیرگذار بودند و به شکل مطلوب توانستند قدرتشان را به نمایش بگذارند و در فصل بی‏ثباتی سرخ‏ها، ماهی بزرگی از آب گل‏آلود بگیرند.