آیا راز وینگادا فاش می شود؟/ردپای جادوگر در پرسپولیس!
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳٠  کلمات کلیدی:

پارس فوتبال :خیلی ها به جادوگری و به اصطلاح جادو جنبلی اعتقاد ندارند. اما در عوض خیلی ها هم هستند که شدیدا جادو و جادوگری را قبول دارند!
پای جریانات و شایعات جادوگری در فوتبال ایران به صورت جدی از یکی دو فصل پیش باز شد و امسال اوج گرفت.
آن زمان که گفته می شد تیم هایی چون سایپا،پیکان و ابومسلم برای موفقیت در لیگ برتر جادوگر استخدام کرد ه اند.
آخرین مورد درباره تیم فوتبال برق شیراز بود. برق که در یازده هفته نخست آنچنان خوب نتیجه گرفت که حتی در مقطعی صدرنشین هم شد به یکباره نزول کرد و تا کنون هفته هاست که نتیجه نگرفته،همین امر شایعه جادو شدن تیم برق توسط یک جادوگر را بیشتروبیشتر ساخت.
اما ماجرا وقتی جالب می شود که بدانیم سرمربی جدید و پرتغالی تیم پرسپولیس نیز با جادوگری میانه دارد.
آنگونه که گفته می شود "وینگادا"یک قدم از سایر تیم هایی که مثلا جادوگر دارند جلوتر بوده و خودش جادوگر است!
آنانی که چنین شایعه ای را درباره وینگادا مطرح می کنند، جدای از آنکه  اعلام می کنند که بسیاری از مردم اهل پرتغال همانند برزیلیها به امور جادوگری اعتقاد ویژه ای دارند ,باز می گردند به زمانی که این پرتغالی سرمربی تیم ملی فوتبال عربستان بوده است.
گفته می شود در آن سالهایی که وینگادا سرمربی تیم عربستان بود، قبل از ورود بازیکنان  این تیم به زمین مسابقه حرکات عجیب و غریبی انجام می داده و "ورد"هایی می خوانده است.
جالب آن که عربستان در زمان وینگادا با وجود آنکه بازی های خوبی ارائه نمی کرد اما نتایج خوبی می گرفت.
باز هم گفته می شود مدیر برنامه های وینگادا قبل از حضور این مربی پرتغالی در پرسپولیس به وی گفته که:در ایران نمی توانی لااقل در ظاهر چنین کارهایی انجام دهی و اگر می خواهی جادوگری کنی باید دور از دسترس دیگران باشی.
قضاوت و درستی مطلب فوق مشخص نیست.باید ببینیم تیم پرسپولیس در آینده چه نتایجی کسب می کند والبته اطرافیان این تیم که حرکات وینگادا را زیر نظر دارند آیا موفق می شوند راز وینگادا را کشف کنند؟!

زوم:پیش از مسابقه دو تیم پرسپولیس و ابومسلم  , خبرنگاران شاهد بودند که نلو وینگادا حدود نیم ساعت قبل از شروع بازی به شکل عجیبی دور زمین ورزشگاه و بر روی چمن آزادی حرکت می کرد که وقتی علت را از وی جویا شدند , اعلام کرد که می خواهد زمین چمن را بررسی کند!


 
گزارشی از حضور مخفیانه چهار دختر ایرانی در استادیوم آزادی در بازی تیم ملی ایران
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳٠  کلمات کلیدی:

اگر در روز بازی ایران- کره جنوبی به سکوهای شمالی ورزشگاه آزادی نگاه می‌کردید، تماشاگران سرخپوش کره جنوبی را می‌دیدید که دربین‌شان خانم‌های چشم بادامی هم تیم‌شان را تشویق می‌کردند.

 البته خبر رسمی صدورمجوز برای بانوان کره از یک ماه پیش منتشر شده بود و حضورشان در استادیوم آزادی چندان اتفاق عجیبی به حساب نمی‌آمد. اما در بین بازی بین خبرنگاران پچ پچه ای پیچید و فاش شد که  که در بین 300  تماشاچی کره جنوبی در استادیوم آزادی، چهار دختر ایرانی هم بودند. البته قابل پیش‌بینی بود که یکی دو خانم ایرانی برای ایفای نقش مترجمی همراه آنها به ورزشگاه رفته باشد اما این چهاردختر نه کارمند سفارت کره جنوبی در تهران بودند، نه حکم مترجم و تورلیدر را برای آنها داشتند. این چهار دختر مخفیانه به ورزشگاه رفته بودند.

خوان اول
«ما همیشه پیش از مسابقات تیم ملی جمع می‌شویم تا ببینیم چطور می‌توانیم به ورزشگاه برویم. پیش ازبازی با کره جنوبی هم پیش خودمان به جمع‌بندی رسیدیم که چند نامه به زبان‌های انگلیسی و کره‌ای برای زنانی که از سئول به تهران آمدند بنویسیم ادامه ...


 
انتخابات رئیس‌جمهوری ایران؛ «بازگشت به آینده؟»
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٩  کلمات کلیدی:

مجله اکونومیست در آخرین شماره خود به موضوع انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران و نامزدی محمد خاتمی پرداخته و در مقاله‌ای نوشته است: «سرانجام رئیس جمهور ستیزه‌جو را یک اصلاح‌طلب عمل‌گرا به مبارزه طلبید».

به نوشته اکونومیست، محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، در ماه ژوئن  (۲۲ خرداد) نه فقط با مردمی ناراضی رو در رو ست، علاوه بر آن از هم‌اکنون رقیبی قوی و جدید نیز پیدا کرده است: هفته گذشته محمد خاتمی، روحانی ۶۵ ساله و خوش‌خلق، که نسبت به رئیس‌جمهوری کنونی لحنی آرام‌تر و چهره‌ای خوشایندتر دارد، سرانجام تصمیم گرفت وارد گود رقابت شود.
نویسنده اکونومیست در مقاله خود آورده است: دو بار برنده شدن خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، «بازخواست و نقد» تندروهایی تلقی شد که بر «مردم/روحانی‌‌سالاری» ایران انقلابی حاکم بودند.
مقاله منتشر شده در اکونومیست ادامه می‌دهد: با این همه اصلاح‌طلبان همراه خاتمی نتوانستند هماورد محافظه‌کاران، که جای خود را در ساختار قدرت مستحکم کرده بودند،‌باشند. محافظه‌کاران نه تنها راه را بر بسیاری از اصلاحات سد کردند، بلکه موفق شدند گناه شکست را به گردن خود اصلاح‌طلبان بیندازند و رأی دهندگان را به حدی از اصلاح‌طلبان فراری دهند که راه برای صعود احمدی‌نژاد به سکوی قدرت هموار شود.
نویسنده ادامه می‌دهد: خبر آمدن آقای خاتمی به صحنه مبارزات انتخاباتی، امید را در نزد بسیاری از ایرانیانی که از حکومت محمود احمدی‌نژاد به ستوه آمده‌اند، زنده کرده‌ است. ولخرجی‌های آقای احمدی‌نژاد در بخش‌های عمومی که به واسطه بالا رفتن قیمت نفت امکان‌پذیر شده و قرار بود بر وضعیت طبقه فقیر اثرگذار باشد، در عوض باعث بالا رفتن تورمی شد که قدرت خرید طبقه متوسط را روز به روز ضعیف‌تر کرده است.
سرکوب شدید مخالفان، سخت‌تر شدن قوانین مربوط به رفتارهای «اسلامی» و زبان ستیزه‌جویانه‌ای که باعث برانگیخته شدن تخاصم بین‌المللی علیه ایران شد، همگی برای بسیاری یادآور خاطرات تیره و تار روزهای پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ است. روزگاری که دوران مشقت‌های اقتصادی،انزوای دیپلماتیک و کاهش چشمگیر آزادی‌های فردی بود.
نویسنده اکونومیست در مقاله خود آورده است: دو بار برنده شدن خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، «بازخواست و نقد» تندروهایی تلقی شد که بر «مردم/روحانی‌‌سالاری» ایران انقلابی حاکم بودند.

نویسنده در ادامه مقاله خود می‌افزاید که سیاست عوام‌باورانه آقای احمدی‌نژاد هنوز مشتاقان خود را دارد و از طرف دادگاه‌ها ودستگاه‌های امنیتی ستیزه‌‌طلب حمایت می‌شود. با وجود نارضایتی عمومی که در آستانه غلیان قرار گرفته و تشویش و اضطرابی که در پی سقوط قیمت نفت به وجود آمده، اکنون دیگر هم‌قطاران محافظه‌کار آقای احمدی‌نژاد نیز نگران این وضعیت هستند، تا جایی که روشن نیست آیا رئیس‌جمهوری می‌تواند در انتخابات خرداد ماه نامزد مورد حمایت آنها باشد یا نه.
مدعیانِ دیگرِ مقام ریاست‌جمهوری مانند علی لاریجانی، رئیس مجلس، امکان دارد بتوانند مورد عنایت مقام رهبری یعنی آیت‌الله خامنه‌ای قرار بگیرند که تا کنون از محافظه‌کاری احمدی‌نژاد حمایت کرده است. با این همه سابقه عقب‌نشینی عمل‌گرایانه او با عنوان «حفظ انقلاب» هنوز در اذهان باقی است.
نویسنده اکونومیست ادامه می‌دهد آرام شدن لحن آقای احمدی‌نژاد در مورد بزرگترین چالش سیاست خارجی ایران، یعنی روابط با آمریکا، می‌تواند به عنوان شگردی برای انتخابات پیش‌رو تلقی شود. با این همه می‌توان به همین نسبت آن را تنها پاسخی ساده به پیش‌درآمد سیاست خارجی باراک اوباما دانست. روز ۲۲ بهمن و در مراسم سی‌امین سالگرد انقلاب ایران آقای احمدی‌نژاد خطاب به جمعیت گرد آمده در میدان آزادی تهران گفت: «ملت ایران آماده مذاکره است، اما در فضایی عادلانه و همراه با احترام متقابل».
در همین سخنرانی او مدعی شد که ایران یک ابرقدرت است، و پیشرفت فناوری هسته‌ای و موشکی ایران را نمادی از قدرت ملی دانست. به نظر می‌رسد که آقای احمدی‌نژاد قصد دارد نشان دهد که میهن‌پرستی افراطی وی، به جای دیپلماسی آرام آقای خاتمی می‌تواند جمهوری اسلامی را به جایگاهی که استحقاق آن را دارد برساند.


 
گاف های گزارشگران صدا و سیما! (خیلی خنده داره حتما بخونین)
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی:

پارس فوتبال:**آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال بازی نمیکند)
**در جریان بازی سپاهان و ذوب اهن در جام حذفی از یکی از داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد . پس از سوت پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد (!) عرب براقی هستیم*
**دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ میشه ))
**اسکندر کوتی تهیه کننده برنامه ای بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اینکه او در این برنامه به جای پیر و جوان و پیرزن و کودک بحث میکرد به جای خود اما حکایت بررسی بازیهای لیگ هلند توسط کوتی را هرگز فراموش نمیکنیم . در جدول رده بندی اکثر تیم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاری مشخص میشدند اما کوتی(ایند هوون)psvرا تیم پی اس وی و  Ajx (اژاکس)را ای جی ایکس معرفی میکرد .

**در جام جهانی 1990تیم ملی ایتالیا گلزنی به نام سالواتوره اسکیلاچی رو کرد . در جریان برگزاری مسابقات هرکدام از گزارشگران به شیوه متفاوتی نام او را تلفظ میکردند. در یکی از بازیهای وقتی او دروازه حریف را باز کرد بهرام شفیع گفت((حالا اسکیلاچی ،اسکلاچی ،اشیلاچی،شیلاچی یا هر اسم دیگه ای داره من نمیدونم ادامه....


 
مرگ مشکوک دانشمند برجسته ایرانی در آمریکا
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی:
سرویس بین‌الملل تابناک ـ دکتر ناصر طالب‌زاده، پزشک برجسته ایرانی و استاد دانشگاه سیاتل که نزدیک به دو سال در آمریکا زندانی بود، روز گذشته به علت بیماری درگذشت.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، وی در سال 2000 به جرم حمایت مالی از حزب‌الله و ارتباط با دولت ایران دستگیر و در یکی از دادگاه‌های آن کشور به ریاست خانم «روتن اشتاین»، یهودی‌زاده ضدمسلمان، به یک سال و نیم حبس محکوم و همه اموالش نیز مصادره شد.
«روتن اشتاین» پس از صدور این حکم، آشکارا اعلام کرده بود که ما این حکم را صادر کردیم تا برای مسلمانان درس عبرت شود.

خبرنگار «تابناک» در ادامه گزارش خود آورده است: مرحوم دکتر طالب‌زاده که از نخبگان کوانتوم پزشکی به شمار می‌رود و از مؤسسان انجمن پزشکی در آمریکا بوده است، پس از تحمل شرایط سخت زندان، با فشار افکار عمومی و با امضای طومار هزار نفری پزشکان آمریکا، از زندان آزاد شد.
 
در همین‌ زمینه، یکی از نزدیکان وی در گفت‌وگوی کوتاهی با خبرنگار «تابناک» گفت: دکتر طالب‌زاده، مدیریت هفده کلینیک را در شهر سیاتل ـ که به شهر بوئینگ و مایکروسافت معروف است ـ بر عهده داشت. وی به دلیل محبوبیتی که در جامعه پزشکی آمریکا و به ویژه «سیاتل» داشت، بارها از سوی روزنامه «سیاتل‌تایمز» و هفته‌نامه‌های این شهر، به عنوان پزشک موفق معرفی شده بود.

وی در ادامه افزود: دکتر طالب‌زاده از حدود سال 1992 به دلیل کسب موفقیت‌های چشمگیری که به زیان سازندگان بمب‌های میکروبی بود، به بهانه‌های واهی، مورد اتهام واقع شد و پس از هشت سال در نهایت پیش از 11 سپتامبر 2000 به یک سال و نیم حبس محکوم شد.

بر اثر جوسازی‌های پلیس و دادگاه فدرال ـ که به جرایم ملی رسیدگی می‌کند ـ همه کارکنان هفده کلینیک تحت نظر ایشان، مورد بازجویی قرار گرفتند و همین موضوع باعث شد تا دو سوم کارکنان یادشده، استعفا دهند.

وی در ادامه گفت: دادگاه ایشان به اعتراف مطبوعات سیاتل، یکی از شلوغترین دادگاه‌های تاریخ آن شهر بود و بسیاری از حاضران را بیماران وی و پزشکان همکارش تشکیل می‌دادند که برای حمایت از وی در دادگاه حاضر شده بودند.

بر پایه گزارش‌های رسیده به خبرنگار «تابناک»، این پزشک ایرانی به خاطر نزدیک شدن به کشف پادزهر سلاح‌های میکروبی که در اختیار اسرائیل است، توسط «موساد» و سازمان «سیا» ـ به طور مشترک ـ بنا بر سناریو ساختگی به حمایت از حزب‌الله، متهم و دستگیر می‌شود.

بنا بر این گزارش‌ها، پزشکان معالج وی، بیماری و مرگ او را کاملا مشکوک دانسته و آن را با تلاش‌های مرحوم دکتر طالب‌زاده برای دستیابی به پادزهری که می‌توانست خدمت بزرگی به جامعه بشری کند، مرتبط می‌دانند.
 
گفتنی است، مرحوم دکتر ناصر طالب‌زاده، برادر نادر طالب‌زاده، از کارگردانان سینمای ایران است.

 
استقلالی‌ها درگیر شدند تا نشان دهند تبانی نشده
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

خبر آلاین:حتی اگر همه عالم یکصدا فریاد بزنند نتیجه داربی از قبل تعیین شده بود؛ قلعه نویی به خوبی می‌داند چنین اراده‌ای وجود نداشت.

شاید به همین دلیل بود که وقتی همه طرفداران این تیم یکصدا در ورزشگاه فریاد می زدند:« فوتبال با سیاست نمی خوایم ، نمی خوایم !» سرمربی موفق استقلال درحالی که خنده تلخی به لب داشت در واکنش به پرسش خبرآنلاین گفت:« همان طور که دیدید ما همه تلاش مان را کردیم و فقط یک اشتباه بچگانه رویای مان را به باد داد. متاسفانه اینقدر تعداد تساوی ها زیاد شده که باور اتفاقی بودن این نتایج برای همه سخت شده است. امیدورام داربی بعدی برنده داشته باشد تا ذهنیت مردم تغییر کند.»

دقایقی پس از این جمله او غوغایی را در رختکن استقلال به راه انداخت. قلعه نویی اصلا حال خوشی نداشت. او هواداران تیمش را مستحق این اتفاق ناخوشایند نمی دانست پس آستین بالا زده بود تا متهمان را با دست خود مجازات کند. علیزاده را به گوشه ای از دیوار رختکن چسبانده بود ، دستش را زیر چانه متهم اصلی ناکامی گذاشته بود و می فشرد و فریاد می کشید که یکباره چشمش به سیاوش اکبرپور افتاد و باردیگر انگار آتشی تمام وجودش را فرا گرفت؛« خدا ازت نگذره که این همه تماشاگرو با گریه فرستادی خونه. خدا ازت نگذره که برد رو از ما گرفتی ...» و بعد با حرکت دست سیاوش اکبرپور این نفرین‌ها رنگ جدی تری به خود گرفت و سرمربی استقلال که از بازیکن مورد علاقه اش به خاطر فرصت مسلم گل از دست رفته اش گلایه داشت ، به سیم آخر زد و فریادهایش پر از الفاظی شد که قابل نگارش نیستند. این واکنش خشم اکبرپور را به همراه داشت . او فریاد زد که دیگر به تمرین نمی آید .

علیزاده با چشمانی خیس از اشک آزادی را ترک کرد تا احتمالا برای مدتی طولانی قید بازی در لیگ را بزند. اکبرپور هم اگرچه در آن لحظه حسابی ناراحت بود بعد از بازی با تماس های متوالی مسئولان تیم مواجه شد که بخاطر خشم امیر از او دلجویی می کردند. شاید همه این اتفاقات تلخ پس از تساوی در داربی ، گواهی باشد روشن برای اثبات گفته امیر قلعه نویی:« خودم هم قبل از بازی می ترسیدم که فشارهایی ازبیرون بخواهد نتیجه بازی مساوی شود اما در زمین این اتفاق نیفتاد و ما رفته بودیم که برنده باشیم.»


 
حیرت داوطلبان از سؤالات عجیب کنکور ارشد
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی:
پرسش‌های دیروز آزمون کارشناسی ارشد، موجب شگفتی متقاضیان تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، روز گذشته، سؤالات مطرح در آزمون کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی، دارای شگفتی‌های فراوانی بود که متقاضیان از پاسخ دادن به آنها به دلیل سختی بیش از اندازه! درماندند و ناکام جلسه را ترک کردند.

بنا بر این گزارش، این سؤالات که موجب شگفتی داوطلبان آزمون شده بود، با محوریت مسائل سیاسی روز از جمله رئیس‌جمهور و دولت نهم طرح شده بود؛ برای مثال در این آزمون آمده بود:

حامیان اصلی به قدرت رسیدن دکتر احمدی‌نژاد در میان کدام یک از گروه‌های سیاسی قرار دارند؟

1) ائتلاف آبادگران 2) جامعه روحانیت مبارز 3) جامعه اسلامی مهندسین 4) گروه کارگزاران سازندگی


کدام گروه سیاسی معمولا به عنوان نماینده بازار در عرصه سیاست کشور مداخله می‌کند؟

1) سازمان اصناف 2) جامعه اسلامی بازار 3) جامعه روحانیت مبارز 4) حزب مؤتلفه اسلامی

بنا بر این گزارش، این آزمون که روز گذشته، موجب ناراحتی و تعجب بسیاری از داوطلبان شده بود، اعتبار علمی و همچنین نتایج آن در آینده را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است، چراکه با این شیوه طرح سؤالات، علاوه بر ایجاد ذهنیت خاص در داوطلبان، نحوه گزینش دانشجویان و نحوه پذیرش این افراد برای ادامه تحصیل و بار علمی ایشان نیز با علامت تعجب روبه‌رو شده است.

گفتنی است، از جمله حواشی دیگر آزمون رشته علوم سیاسی روز گذشته، هماهنگ نبودن زمان پاسخ‌دهی و تعداد سؤالات، نامنظم بودن برگزاری جلسه آزمون و از همه جالبتر، ممنوع بودن استفاده از ماشین حساب برای پاسخ به سؤالات بود!

 
توقف لشگر شکست‏خورده فوتبال ایران برابر ارتش تا دندان مسلح کره
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی:

تابناک :دیدار تیم‏های ملی ایران و کره جنوبی در پایان 90 دقیقه جدال نفس‏گیر منجر به توقف ‏ملی‏پوشان کشورمان شد تا دروازه صعود تیم ملی ایران به جام‏جهانی بسته بماند و معادلات صعود به جام‏جهانی پیچیده‏تر شود.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، جدال نفس‏گیر و حساس تیم‏های ملی ایران و کره جنوبی از ساعت 15 در استادیوم آزادی و علی‏رغم وضعیت جوی نامناسب پیش از دیدار، در حضور بیش از شصت هزار تماشاگر مشتاق پیروزی و با قضاوت "ویلیامز بن جامین" جون داور خوش استیل استرالیا آغاز شد.

در این دیدار که دایی سرمربی تیم ملی ایران، مهدی رحمتی، حسین کعبی، هادی عقیلی، سید جلال حسینی، حسن اشجاری، کریم باقری، جواد نکونام، مسعود شجاعی(از دقیقه 70 مجید غلام نژاد)، حسین کاظمی، محمدرضا خلعتبری(از دقیقه 86 آرش برهانی) و وحید هاشمیان(از دقیقه 77 سیاوش اکبرپور ) به میدان فرستاد، هوچونگ‏مو سرمربی کره جنوبی از لی وون جانه، ائوبوم سوک، چو یانگ هونگ، کانگ مین سو، لی یانگ پیو، کیم جو سانگ، کی سونگ یانگ، لی چانگ یانگ، پارک جی سونگ(از دقیقه 82 پارک چو یونگ)، تی کیون هو، جوشانگ هو (از دقیقه 43 یانگ کی هو) در طول 90 دقیقه این دیدار  بهره برد.

در آغاز هر دو تیم کاملاً با برنامه و محتاط ظاهر شدند و ضمن سنجش توان یکدیگر روی چمن آزادی، یک بازی نسبتاً سرعتی را به نمایش گذاشتند که البته با توجه به لغزندگی زمین طبیعی به نظر می‎رسید. تیم ایران که بازی را آغاز کرده بود، ابتداً قدرتمند پیش رفت و توپ و میدان را در اختیار داشت تا جایی که در همان دقایق ابتدایی شوت تکنیکی شجاعی و ضربه سر نکونام در دو موقعیت به شکل خطرناکی از بالای دروازه کره بیرون برود.

همچنین حسین کاظمی روی ارسال وحید هاشمیان در محوطه جریمه کره سرنگون شد که مشکوک به پنالتی به نظر می‌رسید اما داور استرالیایی این مسابقه اعتقادی به خطای مدافع کره‌جنوبی نداشت و دستور ادامه بازی را داد.

تیم ملی ایران از جناحین علی‏الخصوص جناح راست بر روی دروازه کره فشار وارد کرد اما به واسطه دفاع حساب‏شده کره‏ای‏ها، نتوانست ضربات تمام‏کننده‏ای داشته باشد تا بازی به سمت کره‏ای‏ها بچرخد و از اواسط نیمه نخست، چشم‏بادامی‏ها نیز بازی هجومی را در دستور کار قرار دهند  ادامه .....


 
تب سی‏امین دربی تک امتیازی، باعث و بانی فلج شدن تیم ملی
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی:

 

به رغم جنجال ها و اتفاقاتی که در حاشیه برنامه نود راه افتاد و پس از آن حاشیه‏های ‏باشگاه پرسپولیس به وجود آمد، موضوع بازی غیر طبیعی و عجیب استقلال و ‏پرسپولیس پس از بازی مهم ملی برابر کره جنوبی کاملا رها شد. تا در آستانه این دیدار، اردوی تیم ملی در آستانه بحران تازه قرار گیرد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، نخستین اشتباه بزرگ فدراسیون فوتبال در خصوص دربی انتخاب زمانی با فاصله یک روز برای بازی تیم های ‏استقلال و پرسپولیس بود که پس از آن با فشار بخش‏های امنیتی که گفته می‏شود شورای تامین استان تهران بود، این فاصله به دو روز ‏رسید. ‏با این تغییر، اگرچه همچنان به نظر می‏رسید این فاصله باز هم نیاز به افزایش باشد، اما سازمان لیگ فوتبال که برنامه‏ریزی منحصر به فردش تیم‏های حاضر در لیگ را به سطوح آورده، این بار نیز با لجاجت معمولی که از آنها مشاهده شده، مکرراً بر تاریخ 26 بهمن تاکید کردند و نظرشان را به کرسی نشاندند.

همین مسئله باعث شد تا سازمان لیگ فوتبال که رئیس آن، اتفاقاً نایب‏رئیس فدراسیون فوتبال نیز تلقی می‏شود، ضربه اصلی را به تیم ملی فوتبال وارد سازد و در حالی که این روزها تماشاگران ترجیح می‏دهند در آزادی استقلال و پرسپولیس را تشویق کنند و آزادی در بازی‏های ملی برخلاف سال‏های گذشته سوت و کور است، دربی نیز در نزدیک‏ترین زمان ممکن به حساس‏ترین دیدار مقدماتی جام‏جهانی 2010 قرار داده شد تا در نهایت همه اهالی فوتبال از بزرگ و کوچک بسیج شوند تا شاید یک بار دیگر به مدد هزینه کردن از شخصیت تمامی ایشان و با بیان اینکه اسطوره‏های فوتبال به آزادی خواهند آمد، تماشاچی مجاب شود که در این هفته دوبار به بلیت‏فروشی استادیوم آزادی مرجوع کند.

البته قطعاً تقصیرها تماماً متوجه برنامه‏ریزی ناقص سازمان لیگ فوتبال نیست که اینچنین فدراسیون فوتبال را به هراس انداخته که با ادبیات سلحشوری، تماشاگران را به ورزشگاه دعوت کنند؛ تماشاگرانی که هنوز خاطره کشته شدن هفت تن از ایشان در دیداری مشابه با همین چشم‏بادمی‏ها در خاطره تاریخی فوتبال ایران پابرجاست و جناب سرمربی که بعید می‏دانست کار به اینجای باریک کشیده شود، اعلام کرد: «ببخشید، نه عزیزم، تیم ملی با 200 تا تماشاگر هم به کارش ادامه می دهد. عذر می خواهم، از این خبرها نیست.» حال چه اتفاقی افتاد که حتی دایی  ادمه ...


 
حاشیه های یک محرومیت از پیش تعیین شده
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی:

مهاجم سنگالی پرسپولیس اگر می دانست گرفتن اخطار مقابل داماش گیلان و در نتیجه محرومیت از داربی این همه حاشیه برایش به همراه خواهد داشت، احتمالاً ترجیح می داد هرگز در هفته بیست و پنجم به میدان نرود اما کار از کار گذشته است.

به نوشته اعتماد، ماجرا از وقتی شروع شد که ابراهیم توره در اواسط نیمه نخست مسابقه پرسپولیس و داماش گیلان در حالی که داور بازی را متوقف کرده بود به نشانه اعتراض زیر توپ زد تا ضمن دریافت کارت زرد، سه اخطاره شده و بازی روز جمعه تیمش مقابل استقلال تهران را از دست بدهد. بلافاصله پس از پایان مسابقه حرف و حدیث ها در این زمینه آغاز شد و عده یی به استناد به این نکته که مسوولان و مربیان پرسپولیس از قبل توره را متوجه خطر محرومیت مقابل استقلال کرده اند، حرکت مهاجم سنگالی را عمدی دانستند.

آنها با دامن زدن به شایعاتی در خصوص تماس تلفنی و جلسه مخفیانه یکی از مسوولان ارشد باشگاه استقلال با مدیر برنامه های ابراهیم توره، محرومیت او را پروژه یی از پیش طراحی شده قلمداد کردند. در جدی ترین اقدام روزنامه ورزشی «گل» با اختصاص تیتر یک و عکس صفحه نخست شماره روز گذشته اش به این داستان، ابعاد تازه یی به ماجرا بخشید.

«گل» در گزارش خود می نویسد؛ ادامه ....


 
ده‌نمکی: دوستان من را در میدان مین تنها گذاشتند
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی:

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «اخراجی‌ها2» مسعود ده نمکی (نویسنده و کارگردان)،حبیب الله کاسه ساز(تهیه کننده)، محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر و مجری طرح)، تورج منصوری(مدیر فیلمبرداری)، سیدجواد هاشمی و حسام نواب صفوی(بازیگران)، تینا پاکروان(مدیر تولید)، سیدعلیرضا علویان(صداگذار)، امیرتوسلی(موسیقی متن) و علی معلم(مجری و منتقد) در سینمای فلسطین برگزار شد.

* وارد سینما شدم که حرف‌های ناگفته را بگویم
بر اساس این گزارش، در ادامه این نشست، مسعود ده‌نمکی در پاسخ به اینکه چرا به ساخت فیلم روی آورده است، گفت:آمدن من به سینما در ادامه این مسیر بود که چرا دوستان حرف‌هایی را که باید بزنند نمی‌گویند، و اگر این حرف‌ها زده می‌شد من کارهای زیادی برای انجام دادن داشتم.
وی همچنین در پاسخ به پرسشی در خصوص موارد حذف شده فیلم خود، گفت: به هیچ عنوان شایعاتی که در مورد حذف برخی سکانس‌ها می‌گویند صحت ندارد و صحنه‌هایی که حذف شدند بیشتر صحنه‌های اندوهناک فیلم بود و نه آنها که بخواهد به کسی بربخورد.
وی همچنین در پاسخ به انتقادی مبنی بر تروکاژ‌های نامناسب فیلم با وجود تبلیغات زیاد انجام شده بر روی آنها اظهار داشت: تروکاژهای کامپیوتری که در این فیلم استفاده شده بود در بخش هواپیما بی‌نظیر بود و حتی تبدیل کردن دو تانک به چیزی در حدود ١٠٠ تانک و یا به پرواز درآوردن هواپیمایی ساکن در سینمای ما سابقه نداشته است.
کارگردان «اخراجی‌ها٢» خاطر نشان کرد: حضور ۴٠ ستاره سینما و بیش از ۴٠٠ هنرور در طول ٢ ماه برای یک فیلم فکر می‌کنم نشان دهنده این است که «اخراجی‌ها٢ ادامه ....

نامزدهای سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر معرفی شدند


 
مانور تبلیغاتی وزیر راه، به چه قیمتی؟
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی:

به گزارش خبرنگار «تابناک»، معرفی یک تونل فرعی جاده تهران ـ شمال به عنوان طولانی‌ترین تونل کشور که عملا نفی دستاوردهای بزرگ انقلاب در عرصه راهسازی است، باعث شده تا برای برگزاری یک مانور تبلیغاتی برای برخی مدیران وزارت راه، هزینه سنگینی به کشور تحمیل شود.

بنا بر این گزارش، تونل «پیشگام البرز» در حالی از سوی مدیرعامل شرکت آزادراه تهران ـ شمال و وزیر راه و ترابری به عنوان بزرگترین تونل خاورمیانه معرفی شده است که پس از انقلاب تونل‌هایی چندین برابر تونل یادشده در کشور به دست متخصصان ایرانی، حفر و بهره‌برداری شده است.

این تونل، یک تونل پیشرو و فرعی به شمار می‌رود و تنها به عرض 5 / 4 متر است، در حالی که تونل‌هایی که در کشور حفر شده است، عموما دارای عرض بیش از ده متر بوده‌اند.

تونل پیشگام البرز که به عنوان یک تونل فرعی و برای حفر تونل‌های اصلی آزادراه تهران ـ شمال احداث شده، در برابر اقدامات انجام‌شده در حوزه تونل‌سازی در طول انقلاب،‌ تونلی متوسط است اما برخی مسئولان اجرایی برای تبلیغ اقدامات خود، اقدام به معرفی آن به عنوان بزرگترین تونل خاورمیانه می‌کنند.

بنا بر اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط خبرنگار «تابناک»، تنها یکی از تونل‌های حفرشده به دست متخصصان ایرانی پس از انقلاب، تونل خط 2 مترو تهران بوده که دارای عرضی معادل چهارده متر و طولی بیش از 25 کیلومتر است. یعنی طول آن چهار برابر تونل «پیشگام البرز» و عرض آن نیز چهار برابر این تونل است و با این وصف، مجموع فضای تونل، شانزده برابر تونلی است که به عنوان بزرگترین تونل کشور و خاورمیانه از سوی وزارت راه معرفی شده است.

گفتنی است، تونل «پیشگام البزر» به عنوان یک تونل فرعی برای استفاده‌های تأسیساتی و حوادث غیرمترقبه حفر شده، و تونل‌های اصلی آزادراه تهران ـ شمال، باید عرضی بیش از ده متر داشته باشند.
این پروژه که حدود چهار سال طول کشیده و با هزینه 78 میلیارد تومان انجام شده است خود قابل تأمل بوده و بیش از پروژه های معادل ارزیابی می‌شود.


 
خاتمی رسماً نامزدی خود را اعلام کرد
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی:
من در اینجا با جدیت حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام می کنم.
 
به گزارش خبرنگار تابناک، سید محمد خاتمی دقایقی پیش در جمع اعضای مجمع روحانیون مبارز، جمعی از فعالین سیاسی و در حضور رسانه های داخلی و خارجی رسما کاندیداتوری خود رابرای انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام کرد.
 
خاتمی در این مراسم گفت: من در اینجا با جدیت حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام می کنم.
 
وی آنگاه افزود: چند نکته در این میان مهم به نظر میرسد؛ یکی اینکه احیانا بیان شده که من دچار تردید بوده‌ام، من هیچگاه تردید نداشته‌ام گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه و اینکه چه کسی و به چه صورتی شرکت کند، داشتم.

خاتمی اضافه نمود:  مگر می شود کسی نسبت به انتخابات بی تفاوت باشد؟ ما دلبسته به این کشور هستیم و عظمت آن را می خواهیم و آرمان‌های انقلاب ما نیز همین است. مگر می توان نسبت به حضور در این عرصه تردید داشت؟ خدا را شکر که ما بی تفاوت نیستیم و حق و وظیفه خود می دانیم که در صحنه حضور داشته باشیم، انقلاب متعلق به مردم و کشور است.
 
همه ما نسبت به کشور احساس تعهد می کنیم و اینکه چگونه حضور بیابیم تدبیر در کار بود و آن تدبیر به نتیجه نرسید.

نکته دوم اینکه این حضور، جا را برای هیچ کس و هیچ جریانی تنگ نمی کند، راه باز است و حضور و شور مردم بسیار مهم. معتقدم حضور افراد با سلایق مختلف می تواند زمینه را پرشور کند و جا برای هیچکس تنگ نیست و امیدوارم این حضور و حضورهای دیگر زمینه حضور حداکثری مردم در عرصه باشد و هر چه باشد خیر است.

محمد خاتمی گفت: سوم اینکه در اینجا از همه کسانی که حمایت کرده اند و می کنند، تقدیر می کنم و خودم را سرباز کوچک برای ملت می‌دانم و طبعا در هر کجا که باشم بعد از خدا خودم را در برابر ملت ایران مسئول می دانم و معتقدم کسی که راس قوه اجرایی کشور قرار می گیرد به نسبت مساوی با آحاد ملت ایران قرار دارد و همواره کوشیده ام با قوت و قدرت و امیدواری به آینده تشکل ها حضور داشته باشند و بستر نقد رونق بیشتری داشته باشد.

 
چند صدهزار دلار ناقابل برای مارک پرتغالی
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی:
البته مدیران پرسپولیس که قصد ریسک ندارند و با توجه به آنکه استقلال در مسیر پرشتاب قهرمانی قرار گرفته و قهرمانی سرخ‏ها بعید به نظر می‏رسد، از تجربیات خوب این مربی و شناختش از تیم‌های اماراتی و عربستانی یاد می‏کنند و با این تعبیر که "او می‌تواند به پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا کمک کند"، ماموریت رساندن سرخ‏ها را به سکوی قهرمانی از هم‏اکنون از دستور کارش خارج کردند تا عملاً مشخص شود پرسپولیس، در لیگ برتر در پی چه جایگاهی است.ادامه ....

 
آخرین اخبار انتخابات
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی:

پچ پچ‌های نوستراداموسی انتخابات

پچ پچ اول ـ یک پیشگوی ایرانی در گوی خود نگاه کرد و گفت: اولی، بهمن ماه انصراف می‌دهد؛ دومی اسفند ماه، ولی سومی... سومی‌ خواهد آمد و تا آخر خواهد ماند.

پچ پچ دوم ـ شیخ اصلاحات گفته بود: اگر تا آذر ماه شورای حکمیت تشکیل نشود، کاندیداتوری خود را اعلام خواهد کرد. وی دی ماه کاندیداتوری خود را اعلام نمود و گفت: مگر با فشار عزراییل از صحنه بیرون روم.

پچ پچ سوم ـ «نوستراداموس» وقتی سخنان پیشگوی ایرانی را شنید، در گور لرزید و گفت: این پیشگو‌های ایرانی آبرو و حیثیت ما را برده‌اند. در دو سال اخیر، آنقدر تعداشان زیاد شده که نمی‌شود هیچ کاری کرد. اصولگراها نیز همه پشت سر احمدی‌نژاد خواهند رفت. این اصولگراها دارند سر اصلاح‌طلبان کلاه می‌گذراند.

پچ پچ چهارم ـ از مدیر سایت «تابناک» پرسیدند: چرا شما هر روز خبری متفاوت می‌زنید؟ او گفت: به خدا ما بی‌تقصیریم. اطرافیان نامزدها هر روز یک تصمیم می‌گیرند و ما را گیج کرده‌اند. ما هم مجبوریم لحظه به لحظه اخبار جدید را اعلام کنیم.

پچ پچ پنجم ـ سکوت مرموزی در جبهه اصولگراها پدید آمده است و هیچ خبری از پروژه عبور از احمدی‌نژاد یا دوربرگردان و پل روگذر و زیرگذر و... از احمدی‌نژاد نیست.

خبر فوری حزب کروبی درباره میرحسین

ارگان حزب اعتماد ملی در خبری فوری از کاندیداتوری میرحسین موسوی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خبر داد.

پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی سحام نیوز، در خبری فوری اعلام کرد: میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات شد.

در این خبر آمده است: تا ساعتی دیگر خبر مهمی درخصوص تصمیم مهندس موسوی پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام خواهد شد.
خاتمی بیانیه رسمی منتشر می‌کند
خاتمی حضور خود در انتخابات ریاست‌جمهوری را با بیانیه‌ای رسمی به آگاهی مردم خواهد رساند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، با توجه به نهایی شدن موضوع حضور خاتمی در انتخابات، تصمیم بر این شده است که خاتمی در بیانیه‌ای رسمی، دلایل حضور و برنامه‌های کلان خود را به آگاهی مردم برساند.

این گزارش می‌افزاید: این بیانیه به زودی اعلام می‌شود و ستادهای انتخاباتی خاتمی نیز بلافاصله فعالیت خود را آغاز خواهند کرد.

خاتمی همچنین از کارشناسان و تیم مشاور خود خواسته است، نسبت به تهیه برنامه‌هایی برای دور جدید ریاست‌جمهوری او اقدام نمایند.

این گزارش همچنین حاکی است، فعالان سیاسی جبهه اصلاحات برای ایجاد ائتلاف در آن جبهه،‌ رایزنی‌های گسترده‌ای را میان کروبی و خاتمی آغاز کرده‌اند تا صحنه انتخابات به سود اصلاح‌طلبان جریان پیدا کند.

 
انتقاد تند و تیز لاریجانی از سران جهان در مونیخ
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:
در بمباران‌های وحشیانه اسرائیل علیه کودکان، آقای پرز در داووس اعلام نمود؛ ما پیشتر به خانه‌ها تلفن می‌زدیم که می‌خواهیم حمله کنیم! کسی این حرف‌ها را باور می‌کند؟ لابد این کودک در منزل نبود که صدای آقای پرز را بشنود! اما در مقابل این اقدامات ضد حقوق انسان موضعی گرفته نشد. لاریجانی، سپس ده مورد از بلاهایی را که دخالت‌های حاکمان پیشین آمریکا بر سر مردم ایران آورده‌اند را شمرده و پرسید حال توقع دارید با تغییر ادبیات و ژست مصاحبه‌ای، این آلام رفع شود؟

 
حمایت می‌کنند، مربی می‌آورند و تکذیب می‌کنند
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:

به گزارش خبرگزاری فارس، عباس انصاری فرد در تاریخ 16 دی ماه سال جاری به عنوان مدیرعامل جدید پرسپولیس جانشین داریوش مصطفوی شد.
با حضور انصاری فرد این تصور به وجود آمد که اوضاع پرسپولیس کمی بهبود خواهد یافت، اما نه تنها این اتفاق رخ نداد بلکه هر روز شاهد اخبار متفاوتی از باشگاه پرسپولیس بودیم.
اوج این مسائل درباره کادر فنی صورت گرفت. از همان روزهای آغاز فعالیت انصاری فرد خبرهایی درباره مذاکره با مربیان خارجی منتشر شد، اما مدیرعامل پرسپولیس هر بار این خبر ها را تکذیب کرد تا اینکه روز گذشته این موضوع به واقعیت پیوست.
نگاهی به مصاحبه های انصاری فرد نشان می دهد که شرایط به چه صورت بوده است. در زیر اظهارات مدیرعامل پرسپولیس در یک ماه گذشته آورده شده است.

* از کادر فنی به صورت کامل حمایت می کنیم.(19/10/87؛ اولین اظهار نظر پس مدیرعامل شدن)

* امروز به کادر فنی گفتیم با قدرت به کار خود ادامه دهید.( 23/10/87 )

* بعدازظهر درباره کادر فنی تصمیم می گیریم. (25/10/87؛ در حاشیه مجمع انتخابات سازمان لیگ)

* هیچ تصمیمی درباره کادر فنی نمی گیریم. (25/10/87؛ بین دو نیمه بازی ایران و سنگاپور)

* حضور بوناچیچ در پرسپولیس منتفی است. ما با قدرت از پیروانی حمایت می کنیم.( 27/10/87 پس از پیروزی برابر فولاد)

* ایویچ به پرسپولیس نخواهد آمد. ما از پیروانی حمایت می کنیم( 1/11/87 در جمع پیشکسوتان پرسپولیس)

* پیروانی برای آوردن ایویچ اختیار تام دارد.( 2/11/87)

* این روز ها اسامی زیادی را به عنوان سرمربی اعلام کرده اند. با این کار به تیم استرس وارد می شود. اجازه بدهید پیروانی کارش را انجام دهد.( 6/11/87 )

* به سرمربی گفتیم بدون گوش دادن به شایعات با قدرت به کارش ادامه دهد.( 9/11/87 پس از جلسه هیات مدیره)

* نمایندگان گئورگی هاجی به ما پیشنهاد دادند، اما ما نپذیرفتیم. شاید من با 50 نفر هم صحبت کرده باشیم ولی تاکنون هیچ چیز مشخص نیست. این ساخته ذهن برخی افراد است اما ما نگاه وسیع تری به این مسئله داریم. ما همیشه به پیروانی قوت قلب داده ایم و از او حمایت می کنیم.( 9/11/87)

* پرونده سرمربی خارجی قبل از من در هیات مدیره مطرح شد. من آمدم و طبق کار هیات مدیره آنرا پیگیری کردم اما همچنان از پیروانی مانند روز اول حمایت می کنیم.( 11/11/87)

* بار دیگر تاکید می کنم هیات مدیره از پیروانی به صورت کامل حمایت می کند.( 14/11/87)

* از مذاکرات با وینگادا بی اطلاعم. من الان رشت هستم و نمی دانم این شایعات چگونه مطرح می شود. در این شرایط صحبت از مربی خارجی بی معنی است. ما از پیروانی حمایت می کنیم.( 16/11/87 پس از پیروزی مقابل داماش)

* وینگادا روز دوشنبه برای عقد قرار داد به تهران می آید تجربیات این مربی به کمک پرسپولیس خواهد آمد.( 18/11/87)

نظیر این جملات را دیگر اعضای هیات مدیره از جمله مجید فرخزادی عنوان کرده بودند. مسئولان پرسپولیس در حالی همواره از پیروانی حمایت می کردند که در همان زمان مشغول مذاکره با مربیان خارجی بودند. حسین هدایتی به دبی رفته بود تا با وینگادا مذاکره کند اما همان روز انصاری فرد این موضوع را تکذیب کرد.
آنچه که بدون پاسخ مانده این است که چرا مسئولان پرسپولیس تا این اندازه ضد و نقیضی گویی داشتند. اگر قرار بر آمدن مربی خارجی بود چرا این موضوع به صورت شفاف اعلام نمی شد؟ چرا مدیر عامل پرسپولیس حضور مربی خارجی را بی معنی دانسته بود و یک روز بعد با وینگادا به توافق رسید؟ دلیل این همه تناقض چیست؟ با شرایط به وجود آمده آیا هواداران پرسپولیس می توانند در آینده به حرف های مدیران تیمشان اعتماد کنند؟

وینگادا در یک نگاه....

رد پیشنهاد شن یانگ از سوی وینگادا برای پیوستن به پرسپولیس.....


 
سرپوش بر باخت احتمالی در داربی
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۸  کلمات کلیدی:

مذاکرات پرسپولیس با نلو وینگادا سرمربی شناخته شده پرتغالی در فوتبال آسیا برای حضور او در تهران ، با موفقیت پیش می رود.

وینگادا امشب قراردادش را با پرسپولیس نهایی می کند تا فردا این خبر مهم را عباس انصاری فرد در مصاحبه مطبوعاتی اش که راس ساعت 10 صبح در باشگاه پرسپولیس برگزار می شود ، اعلام کند.
عصر امروز مرحله ای دیگر از مذاکرات انصاری فرد با مدیر برنامه های وینگادا در تهران انجام شد. در این بخش طرفین بر سر جزئیات به توافق رسیدند و قرار شد تا متن قرارداد پیشنهادی برای مرد پرتغالی که حالا در دبی به سر می برد فرستاده شود و پس از امضا قرارداد ، انصاری فرد این خبر را اعلام رسمی کند.
حسین هدایتی با سفر به امارات مذاکرات ابتدایی را با این مربی پرتغالی انجام داده و به نتایج مناسبی دست یافته است.درادامه مذاکره با این مربی ، امروز عباس انصاری فرد به صورت تلفنی با وینگادا صحبت کرد. طرفین در این مکالمه در خصوص آخرین مسائل با یکدیگر به گفت و گو پرداختند و به توافقات مناسبی دست یافتند.
حضور وینگادا در باشگاه پرسپولیس مراحل نهایی خود را طی می‌کند و اگر اتفاق خاصی رخ ندهد این مربی فردا رسما از سوی مدیرعامل باشگاه به عنوان سرمربی جدید پرسپولیس معرفی خواهد شد.
در صورت توافقات نهایی وینگادا یکشنبه وارد ایران خواهد شد تا در تمرینات پرسپولیس حضور یابد و در بازی روز جمعه آینده مقابل استقلال روی نیمکت پرسپولیس بنشیند.
 افشین پیروانی به عنوان دستیار وینگادا مشغول به کار خواهد شد اما در خصوص ادامه حضور نعیم سعداوی و احمدرضا عابدزاده ابهام وجود دارد. همه چیز در این باره به امضای قرارداد نهایی و حضور وینگادا در ایران بستگی دارد.
واسطه انتقال وینگادا به پرسپولیس همان کسی است که پیش از این لوکا را به این تیم نزدیک کرده بود. مدیران پرسپولیس البته لوکای کروات را به وینگادا ترجیح می دادند و حتی با او پیش قرارداد هم امضا کردند اما مخالفت بازیکنانی چون کریمی و نیکبخت با حضور این مربی باعث شد تا پرونده لوکا بسته شود.
مهمترین هدف مدیران پرسپولیس از آوردن مربی خارجی در آستانه داربی ترس از این مسابقه حساس است. آنها قصد دارند با این انتخاب برای خود زمان بخرند چون اگر پرسولیس این بازی را با مربی جدید ببازد هیچ کس از او خرده نمی گیرد و این اتفاق به مدیران پرسپولیس فرصتی دوباره عطا می کند تا از سیبل فریاد های انتقادی تماشاگران رهایی یابند.


 
یوزارسیف: با همه جوانی، سال‌ها رنج برده‌ام
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٧  کلمات کلیدی:

تابناک: در آن بعدازظهر که قرار مصاحبه را گذاشتیم و در فاصله یک ساعتی که مصطفی زمانی تاخیر داشت، در وبگردی‌های لابلای صفحات بی‌نهایتی که برای «بازیگر نقش حضرت یوسف(ع)» باز شده بود، دریافتم مصطفی زمانی درست ساعت 11 صبح روز هشتم بهمن هشتاد و سه برای اولین بار جلوی دوربین قرار گرفت تا «یوزارسیف» شود و دست بر قضا ‌آن روز هشتم بهمن بود.
چهار سال و چند ساعت می‌تواند زمان خیلی زیادی نباشد برای ‌آنکه سرنوشت یک نفر آنقدر عوض شود که به جای یکی از آن سه هزار نفری که برای نقش یوسف از آنها تست گرفته شد و رد شدند، جوان بیست‌وهفت ساله‌ای با اعتماد به نفس روبه‌رویمان بنشیند که آنقدر خوب از عشق و همه چیز حرف بزند که گویی چیزی از روح یوسف نبی در او حلول کرده باشد.


مصطفی یادش نبود چهارسالگی یوسف شدنش را جشن بگیرد. حتی وقتی پرسیدیم که امروز چندم است بین نهم و هشتم شک داشت. فقط چشمان سبزش درخشید و گفت: «راست می‌گویی یادم نبود.»
ادامه ....


 
اخبار ضد و نقیض از انتخاب سرمربی جدید پرسپولیس
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٧  کلمات کلیدی:

در حالی که خبرگزاری فارس گزینه های سرمربی گری پرسپولیس را فیلیپ تروسیه و نلو وینگادا نامید و شانس وینگادا را بیشتر از تروسیه اعلام کرد خبرگزاری های مهر , پارس فوتبال , آرین اسپرت , پرسپولیس اسپرت و سایت شبکه خبر از نامزدی فیلیپ تروسیه، دیک اددوکات و نلو وینگادا نامبردند و شانس فیلیپ تروسیه ملقب به جادوگر سفید را برای هدایت سرخپوشان بیشتر از سایرین دانستند.

و این در حالیست که مسئولان باشگاه پرسپولیس هرگونه مذاکره با مربیان خارجی برای جانشینی افشین پیروانی را تکذیب می کنند. کمتر از هشت روز به برگزاری دربی شهر تهران باقیمانده است و کماکان هدایت تیم پرسپولیس برعهده افشین پیروانی قرار دارد .


 
روایتی متفاوت از حضور جادوگران در فوتبال
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی:

آنچه می خوانید شاید خارج از قوه ادراک باشند اما بر اساس روایات افراد حقیقی نوشته شده اند.

به نوشته خبرآنلاین، « حرف جادوگر درست از آب درآمد.» روزنامه تخصصی فوتبال در ادامه سلسله گزارش هایش درباره جادوگری که برق شیراز را طلسم کرده ، به پیش بینی او درباره مصدومیت مهدی شیری در این مسابقه اشاره کرده بود.

جادو و جمبل ، این اولین باری نیست که خرافه در صفحات روزنامه های ورزشی نقش می بندد. در همان دوره نخست لیگ برتر بود که اولین بار این بحث به میان آمد و این فصل بحث از جادو و جمبل به سه تیم برق شیراز ، ابومسلم مشهد و پیکان قزوین کشیده است. کمتر از یک هفته قبل ، روزنامه کاملا فوتبالی برای اولین بار گفت و گویی را از جادوگری شمالی ساکن مشهد منتشر کرد که در آن این فرد مدعی شده بود برق می بازد چون آقای ساحر این تیم را طلسم کرده است. 11 باخت پی در پی برق را این فرد حاصل از قفلی بوده که آقای جادوگر بر تیم محبوب شیرازی نصب کرده است.

این ادعا ابتدا به شوخی می مانست اما این روند ادامه پیدا کرد تا آقای ساحر قبل از بازی برق با سایپا مدعی شود در این بازی پای مهدی شیری ستاره برق آسیب می بیند و در اواسط بازی روی تکل ابراهیم صادقی این اتفاق برای شیری افتاد. این مهر تائیدی بود بر ادعای مرد ساحر و روزنامه ها پس از بازی نوشتند ، شیری حاضر شده برای رهایی از شر آقای جادوگر ....

ادامه ....


 
خاتمی دستور راه‌اندازی ستادهای انتخاباتی خود را صادر کرد
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی:

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در جلسه انتخاباتی اصلاح‌طلبان که با حضور سید محمد خاتمی، مصطفی تاج‌زاده، عبدالواحد موسوی لاری، محمدعلی ابطحی، محسن امین‌زاده، عبدالله ناصری، محمدرضا تاجیک، هادی خانیکی، محمد صدر، محمدرضا خاتمی و غلامرضا ظریفیان برگزار شد، خاتمی خطاب به اعضای حاضر در جلسه گفت: برای حضور در انتخابات دهم ریاست جمهوری تصمیم قطعی خود را گرفته‌ام. به اعضای ستادهای انتخاباتی جبهه دوم خرداد بگوئید این ستادها را هرچه سریعتر راه‌اندازی کنند.
در این جلسه پیشنهاد شد، نحوه حضور خاتمی ظرف چند روز آینده با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و در قالب یک سخنرانی یا صدور اطلاعیه ای اعلام شود.
از سوی دیگر خبرهای دریافتی فارس حاکی از آن است که حامیان میرحسین موسوی نیز در روزهای گذشته تدارک وسیعی را برای راه‌اندازی ستادهای انتخاباتی‌ موسوی آغاز کرده‌اند.


 
مدیران بی لیاقت و تلاش برای حذف منتقدین
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی:

علی کریمی از پرسپولیس اخراج شد :

عباس انصاری‌فرد در پایان مسابقه با پرسپولیس و پیام به خبرگزاری فارس گفت: علی کریمی به دلیل اظهاراتی که علیه کادر مدیریتی باشگاه پرسپولیس داشته تا اطلاع ثانوی از این تیم اخراج می‌شود تا مسئولان این باشگاه درباره او تصمیم‌گیری کنند.

علی کریمی گفت: از اخراج شدن از پرسپولیس با آغوش باز استقبال می‌کنم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مهاجم پرسپولیس در پایان بازی با پیام گفت: متاسفانه مدیرعامل ما به هیچ عنوان انتقادپذیر نیست و زمانی که از آنها انتقاد می‌شود متوسل به تحریم و اخراج می‌شوند، در هر صورت این که مدیر باشگاه به دلیل انتقاد من را اخراج کند، با آغوش باز می‌پذیرم.

وی ادامه داد: من بازیکن پرسپولیس هستم و اگر باشگاه بخواهد من را اخراج کند بدون کوچکترین مخالفتی آن را می‌پذیرم. زمانی که قرار شد از تیم ملی بروم ساک خود را برداشته و رفتم و اکنون پرسپولیس بخواهد این کار را انجام می‌دهم.

کریمی تصریح کرد: متاسفانه مدیران ما به هیچ عنوان انتقادپذیر نیستند، در جامعه‌ای که دموکراسی و آزادی بیان وجود دارد نمی‌دانم چرا از هر مدیری انتقاد می‌کنیم به تحریم و اخراج متوسل می‌شود.

کریمی ادامه داد: در هر صورت از مدیری که در دوره گذشته مدیریتش بر روی چکهای شخصی خود مهر باشگاه را زده است بیشتر از این انتظار نمی‌رود، من معتقدم که خود این شرایط مدیریتی است که پرسپولیس را وارد حاشیه کرده است. من کسی نیستم که زیر حرفهای خود بزنم و به چیزهایی که گفتم اعتقاد دارم، حال اگر قرار است به دلیل واقعیت از باشگاه اخراج شوم با کمال میل آن را می‌پذیرم.

کریمی همچنین با انتقاد از تماشاگران تیم پرسپولیس گفت: اگر تماشاگری جنبه آمدن به ورزشگاه را ندارد بهتر است این کار را نکند، از دقیقه 50 علیه تیم شعار می‌دادند که من هیچ جای دنیا چنین رفتاری را ندیدم، در هر صورت تماشاگران یا باید به ورزشگاه بیایند و تیم خود را تشویق کنند و یا اگر نمی‌توانند روحیه بازیکنان را پایین نیاورند.

علی کریمی در ادامه کفت: در هر صورت فکر نمی‌کنم هیچ بازیکنی مانند من حاضر نمی‌شود اینگونه به تیم بیاید و مجانی بازی کند، این موضوع در گذشته پرسپولیس سابقه نداشته است و در آینده هم فکر نمی‌کنم کسی حاضر باشد با دستمزدی که من گرفتم به پرسپولیس بیاید، در هر صورت اختیار با باشگاه است که هر کاری که می‌خواهد انجام دهد.

کریمی درباره آوردن مربی خارجی به پرسپولیس نیز گفت: من نمی‌دانم این حرفها چه زمانی به پایان می‌رسد، در هر صورت همین مسائل ایجاد حاشیه کرده است و فکر می‌کنم اگر هم کسی توانایی آوردن مربی خارجی به پرسپولیس را داشته باشد تنها حسین هدایتی است.

علی کریمی درباره حضورش در کمیته انضباطی باشگاه نیز گفت: بی تردید به کمیته انضباطی می‌روم و تمامی حرفهایم را بار دیگر تکرار می‌کنم، من هیچ ترسی ندارم و تمام آنچه که می‌دانم را خواهم گفت.

کریمی درباره آن که انصاری فر خود را مدیر فوتبالی نامیده است گفت: بهتر است اگر ایشان خود را فوتبالی می‌داند رزومه‌اش‌ را بیان کند تا مشخص شود که چه زمانی در فوتبال بوده است.

وی در پایان گفت: خودم هم برای جدایی از پرسپولیس بی‌میل نیستم.


 
تحلیلی از رویکرد عمومی مردم ایران به 90
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی:

پارس فوتبال:1 – جلوی خواست و اراده مردم را نمی‌شود گرفت؛ نه با تهدید، نه با قطع پل‌های ارتباطی آنها با برنامه‌ای که آیینه تمام‌نمای فوتبال کشورمان است.

به احترام خودتان بلند شوید و کلاه را از سرتان بردارید. جای دوری نمی‌رود اگر یک کف مرتب به افتخار این استیضاح مردمی بزنید و از اینکه بدون وابستگی به هیچ نهادی رای خودتان را اعلام می‌کنید، شاد باشید.

2 – برنامه نود و عادل فردوسی‌پور مرز محبوبیت‌ها را شکستند؛ برنامه‌ای برای اعتراض به نابرابری‌ها، قانون‌شکنی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و هر آنچه مردم به آن اعتراض دارند.

دو میلیون و اندی دست نمی‌تواند صدا نداشته باشد... می‌شنوید؟ این صدای دست مردمی است که در دست هم به برنامه خود رای اعتماد دادند، تا خاستگاه فردی از جنس مردم به مسئولان ورزش نشان داده شود.

3 – 97 درصد، در مقابل تنها 3 درصد!! آیا استیضاح فقط مختص به مجلس است؟ مگر نماینده‌های مجلس از رای همین مردم انتخاب نمی‌شوند؟ بگذریم ... می‌توانیم وانمود کنیم اتفاق خاصی نیفتاده است. وانمود کردن که کار سختی نیست، ببینید چطور وانمود می‌کنند؛ البته باید توجه کرد که همیشه آنهایی که کمترند آدم‌های خاصی هستند. ما هم اعتراف می‌کنیم مسئولان ورزش ما آدم‌های خاصی هستند. راستی «خاص» یعنی چه؟!

4 – به این می‌گویند یک نبرد نابرابر و ما نباید زیاد سر به سر مسئولان ورزش کشورمان بگذاریم. بنده‌های خدا با همه هوادارانشان 3 درصد که بیشتر نیستند. ما ضعیف‌کش نیستیم آقایان، سعی می‌کنیم خاطره این شب فراموش نشدنی را به دست فراموشی بسپاریم. چقدر یک لیوان استیضاح داغ در آن هوای بهاری زمستان می‌چسبد... چقدر می‌چسبد... چقدر چسب!

5 – محبوبیت شگفت‌انگیز عادل فردوسی‌پور حتی برای مایی که به او رای اعتماد داده‌ایم حسادت دارد؛ حسادت به آن برق چشم‌ها، آن دست و پاگم کردن‌ها و آن تشکر‌هایی که می‌شد فهمید از اعماق دلش برمی‌آید. حالا چطور می‌توان انتظار داشت که 3 درصدی‌های موجود در ورزش که طبیعتاً افراد خاصی هستند به او و برنامه‌اش و این همه محبوبیتی که خودشان حتی به اندازه درصد موجودی‌شان ندارند، به او حسادت نکنند و سنگ پیش‌ پای لنگش نیندازند؟! بگذریم ... گاهی اوقات گذشتن، بهترین راه حل که نه، اما تنها راه حل است!

در آستانه رسیدن به روزهای خاطره‌انگیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی یک بار دیگر فهمیدیم حرف امام (ره) را که «میزان رای ملت است». این همه تصادف نمی‌تواند اتفاقی باشد. ما بچه‌های همین انقلابیم. رای ملت را همه دیدند، باقی‌اش بستگی به ارزیابی آقایان سازمان ورزش  از واژه «ملت» دارد.


 
متن کامل مجادله اردوغان با رییس رژیم صهیونیستی
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی:

گزارش خبرگزاری فارس، در حاشیه اجلاس داووس، نشستی با حضور رجب طیب اردوغان، شیمون پرز، بان کی مون و عمرو موسی ، با موضوع غزه برگزار شد.در این نشست ، نخست وزیر ترکیه 12 دقیقه پیرامون آن چه در غزه گذشت و تحرکات سیاسی ترکیه برای توقف جنگ و کارشکنی های رژیم صهیونیستی در این مسیر صحبت کرد.سخنان او با آرامش و همراه با رعایت آداب بود.پس از وی،شیمون پرز در مقام پاسخگویی به سخنان اردوغان، 25 دقیقه با صدایی بلند و حرکات فیزیکی خشم آلود و آکنده از تکبری آشکار ، خطاب به نخست وزیر ترکیه سخن گفت و از عملکرد ارتش صهیونیستی در غزه شدیدا دفاع کرده و سیاست های ترکیه را در قبال این جنایت ضد بشری تخطئه نمود.
با پایان سخنان «پرز» ، نخست وزیر ترکیه که در تمام مدت سخنرانی او مشغول نت برداری بود با اصرار از مدیر نشست خواست که به او وقت صحبت بدهد. وی در بخش دوم سخنان خود گفت:

*جناب پرز! شما از من مسن‌تر هستی، صدایت هم خیلی بالا می‌رود. معتقدم که این طور بالا رفتن صدای شما ریشه در یک احساس روانی گناه دارد اما مطمئن باش که صدای من این طور بالا نخواهد رفت.
پای کشتار که وسط بیاید، شما خوب بلدید بکشید. من خوب می‌دانم که شما در سواحل چطور بچه‌ها را هدف می‌گیرید و می‌کشید. در سرزمین‌شما دو نخست وزیر پیشین بودند که حرف‌هایی دارند که برای من مهم است. شما نخست وزیرانی داشتید که می‌گفتند: «وقتی بر روی تانک وارد سرزمین‌های فلسطین می‌شود، در خود احساس لذت می‌کنم». شما با من با ارقام صحبت کردید، من هم حاضرم نام این افراد را ببرم، شاید در میان شما کسی کنجکاو باشد که بداند. من کسانی را هم که برای چنین ظلمی کف می‌زنند تقبیح می‌کنم، زیرا فکر می‌کنم، تشویق این قاتلین کودکان، و این قاتلین انسان‌ها، خود نوعی جنایت علیه بشریت است. توجه کنید. در این جا نمی‌توانیم از یک حقیقت صرف نظر کنیم. من در یاد دانست‌هایم [از سخنان آقای پرز] خیلی نکته برداری کردم اما در این جا فرصت پاسخ‌گویی به همه آن موارد را ندارم در این جا من فقط دو مطلب را به شما عرض خواهم کرد.
(در این هنگام مدیر نشست با عبارات و حرکات دست سعی می‌کند مانع از سخنان اردوغان شود)
- اردوغان دوبار دست مجری را پس زده و می‌گوید: «اجازه بدهید و صحبتم را قطع نکنید»
اول این که [در ده فرمان ] تورات در بند ششم آمده است که: «نباید دست به قتل بزنید» اما در اینجا [فلسطین] کشتار می‌شود.
اما دوم؛ توجه کنید که این هم خیلی شنیدنی است «گیلعاد آتزمون» می‌گوید: «بربریت و توحش اسرائیل، بسیار فراتر از هرگونه ظلمی است»، در کنار این مطلب، «آوی شالوم» پرفسور «روابط بین‌الملل» از دانشگاه آکسفورد که در روزنامه انگلیسی «گاردین» این را گفته است: «اسرائیل به یک دولت راهزن تبدیل شده است»
(در تمام مدت ایراد نکته دوم، مدیر جلسه با حرکات مستقیم فیزیکی و حتی زدن دست روی شانه اردوغان، سعی در پایان دادن به سخنان او دارد. در این مرحله «اردوغان»از فرط غضب بر افروخته شده و بدون این که حتی به مدیر جلسه نگاه کند، دست او را پس زده و این گونه به سخنان خود پایان داد:
- از تو هم خیلی متشکرم!! از تو هم بسیار متشکرم!! برای من از این لحظه به بعد، «داووس» پایان یافته است. دیگر در اجلاس «داووس» حضور نخواهم یافت. شما اجازه صحبت نمی‌دهید. (اردوغان با دست به «پرز» اشاره کرده) 25 دقیقه صحبت کرد، (و با دست به خود اشاره می‌کند) 12 دقیقه صحبت کرد. این قابل قبول نیست.
(اردوغان با برداشتن یادداشت خود، بدون اینکه به پرز و بان کی مون نگاه کند از جای خود برخاست و جلسه را ترک کرد. در میان مسیر (عمر موسی) دبیر کل اتحادیه عرب، برخاسته و با او به حالت تحسین برانگیزی مصافحه نمود.


 
اجی، مجی، فوتبال لاترجی... حرف‌های حیرت‌آور یک مدیرعامل از نفوذ جادوگران در فوتب
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی:

پارس فوتبال:تیم ما شرایط خاصی داشت. مسابقه دراوج هیجان بود و من روی صندلی‌ام در جایگاه ویژه با ناآرامی بازی تیمی را می‌دیدم که مدیرعاملی آن را برعهده داشتم. تلفن همراهم زنگ خورد. جادوگر بود.
به مربی بگو بازیکن شماره ... را بیرون بکشید.
 برای چه؟ او که دارد خوب بازی می‌کند.(به حرفش اطمینان نداشتم.)
اگر این کار را نکنی دقیقه 65 توپ به پایش می‌خورد و می‌رود توی گل خودتان.
 دقیقه 66 همان اتفاق افتاد. توپ به پای بازیکن شماره... خورد و رفت توی گل، داشتم دیوانه می‌شدم. شماره جادوگر را گرفتم:«حالا چه کار کنیم؟»

به مربی بگو بازیکن شماره ... را بفرستد داخل زمین. او گل می‌زند.
 چاره‌ای نبود، مستاصل بودم. همین کار را کردیم و بازیکن تعویضی گل تساوی را به ثمر رساند. (این اتفاقی بود که مدیرعامل یکی از باشگاه‌های لیگ برتر آن‌را برای یک مدیرعامل دیگر تعریف کرد)

  ادعاهای عجیب جادوگر شهر فوتبال

امیر عابدینی چند روز پیش پشت میزش در محل کار خود نشسته بود و داشت به شرایط نامساعد داماش فکر می‌کرد که مدیرعامل یکی از باشگاه‌ها به همراه فردی که ادعای جادوگری داشت وارد شد. جادوگر مدعی بود می‌تواند کاری کند داماش از وضعیت بحرانی فعلی خارج شود. عابدینی زیر بار نمی‌رفت:«برو سفره‌ات رو یکجای دیگه پهن کن.»

فرد مدعی جادوگری سعی می‌کرد با بحث‌های مختلف مدیرعامل داماش را راضی به همکاری کند و برای همین حتی به اعتقادات مذهبی هم مستمسک شد:«چرا مقاومت می‌کنی؟ توی قرآن هم بحث جادو مطرح شده است.»
عابدینی می‌گوید:«با زبان خودش وارد بحث شدم. او نمی‌توانست به این پرسش من که چرا حضرت رسول اکرم با آن همه کراماتش در جنگ‌ها و غزوات مختلف از جادو استفاده نمی‌کرد پاسخ درستی بدهد. مغلوب شده بود.» برای همین مدیرعامل باشگاه ...، سعی کرد به خاطره‌ای از او اشاره کند شاید من قانع شوم. خاطره‌ای که امیر عابدینی به آن اشاره دارد همان چیزی است که در ابتدای گزارش خواندید.
 پول بده داربی را ببر!
در سال‌های اخیر، جادوگری به یکی از پرونده‌های حاشیه فوتبال ایران تبدیل شده که نقاط تاریک فراوانی دارد و به زوایای آن نور تابانده نشده است.

در خصوص ارتباط برخی مربیان با شخص خاصی به نام «م- الف» که گفته می‌شود در یکی از محلات کرج سکونت دارد بحث‌های زیادی مطرح شده است. اما هیچ‌گاه پرداختن به این موضوع از حد و مرز خاصی فراتر نرفته تا کماکان ابهامات وجود داشته باشند.

سال گذشته مجتبی تقوی، سرمربی وقت نفت آبادان به ارتباط با جادوگر متهم شد ولی او در مصاحبه‌ای، مطرح کردن چنین مسائلی را زاییده خیال گروهی حاشیه‌ساز عنوان کرد؛«نمی‌دانم چرا این بحث‌ها مطرح می‌شود. من اعتقادات مذهبی قوی‌ای دارم و همیشه از خداوند کمک می‌گیرم.» عابدینی روزی را به خاطر دارد که فردی مدعی جادوگری نزد او آمد و صراحتا تقاضای پول کرد. وی آن زمان مدیرعامل پرسپولیس بود؛«به من گفت اگر اینقدر پول بدهی کاری می‌کنم پرسپولیس، استقلال را شکست دهد.» عابدینی حاضر شد پول را به او بدهد ولی به شرط‌ آنکه کاری‌کند استقلال برنده این بازی باشد؛«به توانایی‌های تیمم اطمینان داشتم و با این کار می‌خواستم به او بفهمانم اراده انسانی خیلی قوی‌تر از این حرف‌هاست.» عابدینی تا پایان بازی نگران بود که نکند استقلال پیروز شود و در آن صورت جواب جادوگر را چه بدهد. اما پرسپولیس با سه گل در داربی سنتی تهران پیروز شد. یک هفته از جادوگر خبری نبود. وقتی آمد عصایی زیر بغل داشت؛ «ماشین به هم زده. پام شکسته.»


 
آقای نیکبخت! شترها هم خواب می بینند.
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی:

دنیای فوتبال: آقای نیکبخت! شترها هم خواب می بینند. مقدمه بی ربط اول می گویند دو کس اینکاره نمی شوند،یکی آن که از فردا به نماز خواندن بلند شود ودیگری آن که از هفته آینده به درس خواندن اهتمام ورزد. مقدمه بی ربط دوم سال ها دنبال این نکته بودم که آیا شتر هم خواب می بیند؟ اگر نمی بیند پس این ضرب المثل معروف" شتر در خواب بیند...."ازکجا آمده؟.نمی شود که ادبیات ما بی پایه واساس وسرخود شتر را به خواب دیدن متهم کند،پس حتما می بیند. وقتی مصاحبه آقا نیکی را در روزنامه خواندم بشدت منقلب شدم واز خدا خواستم که او را از ما نگیرد. برایش آرزوهای زیادی کردم از جمله: • یک گونی ماشین که البته به دوستاش قرض بده تا بازی کنن.اونا هم باید مواژب باشن تا پلیس نگیرتشون. • یک سینی پرتا پر شلوار جین که البته توسط خیاطی برندس نخ کشی شده باشه. • یک حوض تی شرت که بپوشه و هی حال کنه. • یک انبار زنجیر که اونارو تو مسابقات بندازه گردنش(داخل ،خارج،لیگ ،غیر لیگ حتی جام جهانی) • یک دو جین دست بند که چندتاشو زبانم لال به جنس لطیف اطرافش قرض بده واز یکی دوتاشم استفاده کنه که برا ممیک صورتش مفیده. • یک خروار جام جهانی که آقا نیکی تو ارنجشون باشه. • یک لگن عینک آفتابی که مبادا شب ها بی عینک بمونه . • یک قوطی مربی کاربلد که بذارنش رو سرشون و حلوا حلوا کنن. • یک مشت مدیر عامل با حال که آقا نیکی ازشون پول بگیره ونورمن ویزدم اونا رو دست بندازه. • یک اتوبوس گدا که آقا نیکی یواشکی به اونا کمک بده. • ...و یک دنیا جوون ناقابل که آقا نیکی بشه الگوشون تا مبادا الگوی زشت داشته باشن. آمین  


 
آخوندی ممنوع‌التصویر شد
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی:
دنیای فوتبال: ورزشگاه پیر وطنی قائمشهر همان جایی است که نساجی به میدان می‌رود و خیلی از قدیمی‌های مازندران از آن خاطرات سیاه و سفید و رنگی دارند. «محمد آخوندی» به‌عنوان یک قائمشهری وقتی وارد آن ورزشگاه شد تا از نزدیک بازی تیم شهرش را ببیند، زیرچشمی به جایگاه تماشاگران نگاه می‌کرد که او را مخاطب قرار می‌دادند و از او می‌خواستند تا به شهرش کمک کند. محمد آخوندی را امروز تمام فوتبالدوستان و حتی آنها که قرابتی با فوتبال ندارند می‌شناسند و این از محاصن ورزش در ایران است.
پله‌های موفقیت
«دانشگاه علم و صنعت»؛ این کلیدی‌ترین واژه در سال‌های 1384 تا 1388 است، فارغ‌التحصیلان این دانشگاه ابتدا در شهرداری تهران دور هم جمع شدند و زنجیرهای بهم تنیده را ساختند و ناگهان در سوم تیر 1384 عنان دولت نهم را در دست گرفتند تا بعد از دولت اصلاحات، این‌بار دولت اصولگرا را بنا کنند. محمد آخوندی هم مثل محمود احمدی‌نژاد یا محمد علی‌آبادی فارغ‌التحصیل رشته مهندسی عمران است اما آخوندی در مقطع فوق‌لیسانس رشته علوم‌ارتباط را ادامه داد تا در سازمان تربیت‌بدنی به‌عنوان مدیرکل روابط بین‌الملل یا همان «روابط عمومی» خودمان مشغول به‌کار شود.
 پسرک تاثیرگذار
اما تاثیرگذاری محمد آخوندی در ورزش به همان پستش محدود نشد، بسیاری اولین بار او را در درگیری‌های لفظی محمد دادگان، رئیس سابق فدراسیون فوتبال شناختند، جوانی که جای علی‌آبادی پاسخ دادکان را می‌داد و از زیر سوال بردن عملکرد و شخصیت رئیس سابق فدراسیون فوتبال هم ابایی نداشت، همان کسی که ادعا کرد پرونده‌های مالی فدراسیون را بررسی کرده‌اند و به موارد مهمی رسیده‌اند و اگر دادگان بخواهد به مخالف‌خوانی‌هایش ادامه بدهد، آنها را رو خواهد کرد.
 ماجرای 90
وقتی عادل فردوسی‌پور در برنامه 90 موضوع کنار گذاشتن مصطفوی را سوژه کرد. در گرماگرم مباحثه در مورد موقعیت حسین هدایتی در هیات‌مدیره باشگاه پرسپولیس و اینکه هزینه‌کردن هدایتی منجر به بالارفتن ضریب نفوذ و جایگاه او در میان سایر اعضا شده، محمدآخوندی تلقی اینچنینی از قدرتمند بودن هدایتی را توهینی به سایر اعضا دانست و تاکید داشت هدایتی نیز مثل بقیه اعضا فقط یک رای دارد. بحث به جاهای باریک کشیده شد که ناگهان آخوندی با همان لحن خشک و رسمی‌اش گفت: «برنامه 90 قصد دارد عقاید خودش را به مردم تحمیل کند.» در ادامه آخوندی بابت عدم‌‌دعوتش به برنامه‌ای با حضور صفایی از فردوسی‌پور گله کرد و گفت این آغاز مجادله سازمان تربیت‌بدنی و 90 بود. اتفاقی که احتمالا هزینه‌ای سنگین را به دولت تحمیل کرده است و باعث مخدوش شدن بخشی از چهره سازمان تربیت‌بدنی نزد افکار عمومی بود و ناگهان همه چیز را به‌هم ریخت.
 آخوندی ممنوع‌التصویر شد
درحالی‌که به‌نظر می‌رسید دو برنامه گذشته 90، تبدیل به خط مقدم جنگ میان تربیت‌بدنی و صداوسیما دو سازمان همسایه دولتی شده است. اهالی سازمان، عاقلانه هفته گذشته را به سکوت گذراند، هر چند در برنامه هفته بعد همه چیز به حالت عادی بازگشت و عادل هم برنامه‌اش را کامل برگزار کرد و بیش از دو میلیون پیامک نشان داد که برنامه 90 تا چه میزان طرفدار دارد اما موضوع با خبری جالب توامان شد. اگرچه تا چند روز پیش تمام تلاش‌ها برای توقیف برنامه 90 و ایجاد محدودیت برای آن بود اما دیروز خبر رسید که محمد آخوندی به دلیل صحبت‌های جهت‌دارش و البته تلاش‌های پشت‌پرده‌اش برای پایین آوردن اعتبار برنامه 90 ممنوع‌التصویر شد تا از این به بعد هیچکدام از شبکه‌های تلویزیونی حق نداشته باشند تا با مدیرکل روابط بین‌الملل سازمان تربیت‌بدنی تماس بگیرند و یا مصاحبه‌ای را از  او پخش کنند. آخوندی که خود یکی از تهیه‌کنندگان صداوسیما محسوب می‌شد و سابقه همکاری با صداوسیما را هم داشته، از امروز تا اطلاع ثانوی تصویرش از هیچکدام از کانال‌های تلویزیونی پخش نمی‌شود تا درگیری صداوسیما و تربیت‌بدنی وارد فاز تازه‌ای شود. البته این دستورالعمل، شفاهی و درگوشی است و ممکن است خیلی زود بارایزنی‌ها و باتوجه به پایگاه سخنگوی جوان سازمان تربیت‌بدنی و البته قدرت محمد علی‌آبادی در دولت، ختم به خیر شود بااین حال امروز، در صحت این خبر تردید نداشته باشید... تا بعد.

 
آیا پسرانی که با دختران در آکادمی فوتبال استقلال بازی کرده اند بالغ بوده اند؟/نف
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی:

پارس فوتبال:گوئی حضور  علوم  مختلف درفوتبال به دیار ما نیز و ار د شده است و امروز خبر می رسد که قرار است تحقیقی شود که آیا پسرانی که در کمپ آکادمی فوتبال استقلال با دختران بازی کرده اند بالغ بوده اند یا خیر ؟ که در صورت انجام این عمل و تحقیق به خوبی می توانیم مدعی باشیم اگر از علم فیزیولوژی در عرصه فوتبال عملی ما بهره گر فته نمی شو د و شاهدیم که بازیکنی با قد زیر 75/1 را به نو ک حمله می فرستند و بر ای او توپ سانتر می کنند که از رو ی سر مدافعین بالای 85/1و دروازه بان 90/1 سر بزند!! اما از این علم در حو اشی فو تبال بهره  کافی گرفته می شود و بزودی قرار است در طی این آزمایش مشخص شو د آیا پسران بالغ هستند که در این صورت باز مدیر عامل و رئیس آکادمی تبرئه و خرمگاه دوباره محکوم می شود و یا این که اگر بالغ نباشند باز خرمگاه که یک بار محکوم پیش از انجام این آزمایش شده محکوم می شو د زیرا دیگر اعتماد و توان و انگیزه ای برای کار در کنار آقایانی نخو اهد داشت که مرد روزهای سهل و نه سخت هستند .

اما این تنها نکته نیست که بر استفاده افزونتر ورزش و خصوصا فوتبالمان بر علمی کردن اشاره دارد امروزه می دانیم که مهندسی ژنتیک در دنیا به پیشرفتهای زیادی دست یافته و قرار است بر اساس این علم مشکلات زیادی در دنیا حل شود اما باید بگوئیم که فوتبال ما خیلی جلوتر از دنیا توانسته است این مهندسی ژنتیک را انجام دهد و آن تبدیل برانکو ایوانکویچ به علی دائی است . نگاهی به رفتارهای سرمربی فعلی تیم ملی که روزگاری همه او را شجاع و نترس و بی توصیه می خواندند به دقت بیافکنید امروز علی دائی دقیقا تیمی دارد چون تیم برانکو در روز هائی که مشغول آماده سازی برای جام جهانی بود این تیم ملی چون تیم برانکو غمگین و غریب است مسابقات تدارکاتی که بر انکو برای دوری از فشار افکار عمومی و رسانه ها ترتیب می داد را علی دائی و تیم ملی امروز ما ترتیب می دهد و لیگ را بی دلیل تعطیل می کند علی دائی چون برانکو دامنه دعوت از مدعوین به تیم ملی را کم کرده است او نیز دو ست دارد که تیم ملی در ذهن خویش را بارها آزمایش کند و نتیجه نگیرد و باز آزمایش کند علی دائی هم چو ن برانکو یک دستیار گوش به فرمان را دوست دارد علی دائی هم چو ن بر انکو صحبت می کند . او قبل از بازی با تایلند از این تیم  یک غو ل ساخته بود و چنان از تایلند صحبت می کرد که گو ئی قرار است به مصاف تیمی از اروپا برویم. علی دائی کم خواه شده است و...

بر استی باور نکردنی است ما چگونه تو انسته ایم به علم مهندسی ژنتیک با نگاه فوتبالی دست یابیم ؟ امروز تیم ملی ما به خو بی ارثیه ترس و عدم اعتماد به نفس و دوری از مردم  و بیرون ماندن شایسته ها و ... را از بر انکو بگیرد براستی چگونه ژنهای برانکوئی این گونه در دائی که می شناختیم ریشه دوانده است؟ براستی بر این فوتبال متکی بر علم رو زمان نباید افتخار کنیم ؟


 
بازیکنان ایرانی در قاره سبز چی می‏کنند؟!
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی:
زندگی در دیار غربت شرایط خاص خود را دارد، بویژه اگر در قالب بازیکنی حرفه‌ای مجبور باشی به دور از خانواده، هم تمرین کنی و هم امور زندگی را بچرخانی تا در این رهگذر از قافله رقابت عقب نمانی.
 
به گزارش خبرنگار ورزشی جام جم، هرچند که تب و تاب حضور بازیکنان فوتبال ایران در اروپا تا حدود زیادی فروکش کرده و دیگر شرایط مثل قبل نیست، اما هنوز هم داریم نمایندگانی را که در فوتبال انگلیس، آلمان و اسپانیا، معرف فوتبال ایرانی هستند.
 
این که بازیکنان مورد اشاره در خارج مرزهای جغرافیایی ایران چه می‌کنند، موضوع گزارشی است که جام‏جم به آن پرداخت و حاوی نکات ناگفته و ناشنیده‏ای‏ از زندگی شخصی و احوالات لژیونرهای محبوب کشورمان در اروپا است.

وحید هاشمیان
می‌گویند اگر اعضای خانواده‌اش هم بد موقع زنگ بزنند با آنها حرف نمی‌زند. کلا آدم عجیبی است. با هر کسی نمی‌سازد. شاید در میان خبرنگاران فقط یکی دو دوست داشته باشد. می‌گویند از بس که بین آلمانی‌ها زندگی کرده، عین‌شان شده. خشک و خیلی مقرراتی.

خب، شاید باید حق را به وحید‌هاشمیان داد. بین این همه بازیکن غیر حرفه‌ای ایران، این یکی حرفه‌ای در آمده است. وحید از آن دسته آدم‌هایی است که از گفتن حقیقت ترسی ندارد و بارها حرف‌هایش را رک زده است. افکار خاصی دارد و معمولا خبرنگاران تمایلی برای گفتگو با این بازیکن سختگیر ندارند. گذشته از اینها، وحید یک فرد دیگر است، خیلی خوش خنده و حامل کلی جک خنده‌دار. عشق چایی است و هر جا که میهمان باشد صاحبخانه باید چپ و راست برایش چایی بیاورد.

هاشمیان سال‌هاست در ایران زندگی نمی‌کند. او 8 سال است که زندگی را در آلمان سپری می‌کند و خیلی شبیه مردم این کشور شده.‌هاشمیان در تابستان گذشته به جایی بازگشت که به قول خودش خانه دومش است: «خب بوخوم. همه دوستانم در این شهر هستند.» زمانی که در بایرن و ‌هانوفر بازی می‌کرد، برای این‌که خیلی دلتنگ دوستانش نشود، معمولا به این شهر سر می‌زد. «چه در خود شهر و چه در باشگاه بوخوم دوستان زیادی داشتم که باید پیش آنها می‌آمدم.»

و حالا دوباره وحید به این بازگشته. دوستان نزدیک وحید بعد از نزدیک به 4 سال دوری به این قضیه پی بردند که ‌هاشمیان هنوز آن آدم سابق است و در زندگی‌اش تغییری ایجاد نکرده. همچنان مجرد است و ترجیح می‌دهد بیشتر زمان بیکاری‌اش را در رستوران‌ها بچرخد. «البته نه زیاد. چیزهای زیادی هستند که اوقات بیکاری‌ام را با آنها می‌گذرانم.»

اینترنت یکی از آن چیزهاست. وحید اگر اخبار فوتبال و اخبار داخلی ایران را چک نکند، روزش شب نمی‌شود. از زمانی هم که زبان آلمانی را یاد گرفته، خیلی راحت‌تر به این کارش می‌رسد. وحید مطالعه کردن را هم دوست دارد. «راستش هر چی دم دستم باشد می‌خوانم. هر کتابی باشد. ولی بیشتر کتاب‌های تاریخی می‌خوانم. کتاب‌های روان‌شناسی را هم دوست دارم و از کتاب‌های فلسفی هم بدم نمی‌آید.» وحید عشق سفر است و اگر ولش کنند دور دنیا را در 80 روز می‌چرخد. اگر تمام این سرگرمی‌ها برایش مهیا نباشد و مجبور باشد یک کار دیگر انجام دهد ترجیح می‌دهد به استخر برود.

به شنا علاقه خاصی دارد و می‌گوید اگر فوتبالیست نمی‌شد، یک شناگر از آب در می‌آمد. «لطفا یوگا را هم از قلم نیندازید»! به خاطر همین چیزهاست که وحید را یک آدم متفاوت می‌دانند. او برای این‌که همیشه تمرکز داشته باشد و کلا از نظر فکری آزاد باشد، یوگا هم کار می‌کند. «ورزش خوبی است. فکر می‌کنم هر بازیکنی باید آن را انجام دهد.»

هاشمیان مثل هر کس دیگری از فیلم دیدن هم بدش نمی‌آید. دو فیلم خارجی است که او را در زندگی‌اش بدجور تحت تاثیر قرار داده. «بله، گلادیاتور و پاپیون.»‌هاشمیان عشق فیلم‌های تخیلی است و ترجیح می‌دهد هر فیلم تاریخی‌ای که گیرش می‌آید نگاه کند. وحید معتقد است موسیقی این دو فیلم نقش خیلی زیادی در گیرایی بالای آنها دارد.
 
او که یک ادم احساساتی است، کلا موسیقی زیاد گوش می‌دهد و برایش داخلی یا خارجی خیلی فرق ندارد. بین داخلی‌ها عشق افتخاری است، ولی کارهای دیگر را هم گوش می‌دهد: «راستش من هر نوع موسیقی‌ای گوش می‌دهم. مهم‌تر از صدای خواننده برایم خود موسیقی است.» جدا از همه اینها، وحید جزو معدود بازیکنان ایرانی است که توانسته خودش را با زندگی در کشور آلمان وفق دهد. او که رفتاری شبیه به آلمان‌ها دارد، خیلی خوب با فرهنگ این کشور کنار آمده است. «خب، هر کشوری برای خودش هم ویژگی‌های خوب دارد و هم ویژگی‌های سخت اوایل که برای کار به آلمان آمده بودم تا زندگی کنم، یک مقداری برای من سخت بود. چون با فرهنگ و محیط و زبان اینها هنوز آشنا نبودم. اما به مرور زمان سر کردم.»
 
ولی‌هاشمیان یادش رفت که از ویژگی‌های خوب آلمان بگوید. «ویژگی‌های خوبی دارد که در کار می‌توانید از آنها استفاده و پیشرفت کنید. برای کار، خوب برنامه ریزی می‌کنند. از این لحاظ خیلی خوب است. اما دوری از خانواده و ایرانی، چیزی است که آدم سخت می‌تواند عادت کند و هرچقدر هم که عادت کنید، زمان‌هایی این دوری را حس می‌کنید.» وحید جزو آن دسته از آدم‌هایی است که به آینده خیلی فکر می‌کند. دوست دارد تمام تجربه‌هایی را که به دست آورده یک جورهایی در اختیار دیگران قرار بدهد و این مساله مگر با مربیگری امکانپذیر نیست؟ «بله. حتما همین طور است.»

وحید می 2008 مدرک مربیگریB خود را دریافت کرد تا اولین گام را در این راه برداشته باشد. «یک دوره آموزشی دو هفته‌ای را گذراندم و در آزمون نهایی هم موفق شدم. با مدرکB مربیگری شاید بتوانم به عنوان مربی جوانان کار کنم.» تازه این شروع کار است. وحید به مدرکA هم فکر می‌کند: «زمانی هم بدون شک این مدرک را می‌گیرم. اما این مربوط به آینده است. تا زمانی که می‌توانم و عضله‌هایم اجازه می‌دهند، می‌خواهم در میدان باشم و نه در کنار آن.»

مهدی مهدوی‌کیا
وقتی قرار باشد از یک شهر ساحلی به قلب صنعتی و فرهنگی آلمان بروی، باید تکانی در زندگی‌ات بدهی. بخصوص که بعد از 8 سال خانه و کاشانه‌ات را ول کنی و راهی دیار غربت شوی. «هامبورگ را دوست داشتم. بعد از این همه سال زندگی در آنجا خیلی سخت بود که به فرانکفورت بروم.» ولی این اتفاق در تابستان سال گذشته رخ داد. مهدی خیلی کارشناسانه درباره تفاوت این دو شهر می‌گوید: «خب تفاوت زیاد است. بندر‌هامبورگ شهر بسیار زیبایی است.
 
فرانکفورت اما یک شهر تقریبا صنعتی است که البته با حضور جوانان غیور! گرما و شور خاصی دارد.» مهدی دلش نمی‌آید درباره‌هامبورگ حرف نزند: «من سال‌های زیادی را در‌هامبورگ زندگی کرده ام و تقریبا آنجا را مانند شهر خودم می دانستم. اما حالا هم بعد از یک سال و نیم حضور در فرانکفورت به فضای این شهر عادت کرده ام.»
 
مهدی و دوست نزدیکش وحید‌هاشمیان شباهت‌های زیادی به هم دارند. هر دو معمولا نیمی از فصل را به دلیل گرفتگی عضلات کمر فیزیوتراپی می‌کنند. هر دو عاشق کتاب‌های تاریخی هستند و مهدی هم مثل وحید برای اینجور فیلم‌ها می‌میرد. «فکر کنم در ایران همه به تاریخ علاقه داشته باشند.» مهدی اگر فوتبالیست نمی‌شد، شاید الان معلم تاریخ یکی از کودکان شما در مدرسه بود!

کیا یک شباهت دیگر هم با وحید دارد و آن این است که زیاد روی اینترنت وقت می‌گذارد. اخبار ریز و درشت را چک می‌کند، اعم از داخلی و خارجی و ورزشی. «البته بیشتر پیگیر اخبار پرسپولیس و تیم ملی هستم.» او در اردوهای فرانکفورت معمولا دو همدم خیلی خوب دارد که اوقاتش را با آنها می‌گذراند. اولی که بهترین دوست است؛ یعنی کتاب. «بله، کتاب همدم من در اردوهاست. اوایل بیشتر کتاب‌های آموزش زبان آلمانی را مطالعه می کردم و حالا هر کتاب خوبی که به من پیشنهاد شود، مطالعه می‌کنم. بخصوص همان تاریخی‌ها را.» همدم دوم مهدی، فیلم است.
«البته هر نوع فیلمی. رمانتیک را هم بیشتر می‌پسندم.» معمولا تیم که با اتوبوس برای بازی به شهرهای اطراف می‌رود در ماشین فیلم پخش می‌شود و مهدی از تماشاگران پر و پا قرص است.
 
یکی دیگر از خوراک‌های مهدی دیدن تلویزیون ایران است. او در خانه شبکه‌های داخلی را دارد. هم اخبار را دنبال می‌کند و هم جدیدترین سریال‌ها را می‌بیند. بیشتر بازی‌های لیگ برتر را می‌بیند و مثل دوران گذشته لبریز از شور و هیجان است. مهدی از جمله آن فوتبالیست‌هاست که خوره بازی‌های خارجی است. وقتی از بیشتر فوتبالیست‌ها می‌پرسی آیا بازی‌های خارجی را می‌بینند معمولا یک نه آب دار به کار می‌برند، ولی مهدی این‌طور نیست. «تا آنجا که بتوانم بازی‌ها را می‌بینم، چون هر کدام از آنها مثل یک فیلم آموزشی است که به بهتر شدن فوتبالیست کمک می‌کند.»

مهدوی‌کیا یک عادت خوب دارد و آن این است که روی بازیکنان هم پستی خود خیلی دقت می‌کند. با چشمانی تیز بین آنها را زیر نظر می‌گیرد تا ببیند چطور بازی می‌کنند. «این جزو کار ماست. باید از هر کسی چیزی یاد گرفت.» زندگی شخصی مهدی تنها در این چیزها خلاصه نمی‌شود. گوشه‌هایی از زندگی‌اش هست که خودش دوست دارد همیشه پنهان باشد. ولی دیگر همه می‌دانند که او در ایران به چند خانواده کمک مالی می‌کند. دوست ندارد هیچ‌وقت در این باره حرف بزند. «همیشه باید به دیگران کمک کرد.»

مهدی در کنار همسر و دخترش در آلمان زندگی می‌کند. به خاطر همین، هیچ‌وقت دوری از ایران را خیلی احساس نمی‌کند. اگر همسرش در کنارش نبود، مطمئن باشید کیا تا الان مرده بود« !بله، این یک حقیقت است»! مهدی چیزی از کارهای خانه و آشپزی سرش نمی‌شود. فقط یاد گرفته دنبال توپ بدود. «راستش اگر خانمم نبود که برایم غذا درست کند، مطمئن باشید تا الان از گرسنگی مرده بودم»!

فریدون زندی
کلا تنهایی را دوست دارد. زمانی که در آلمان بود خیلی کمتر به خانه می‌رفت. خب، این خیلی هم غیر طبیعی نبود. پدرش می‌خندد و می‌گوید: «فری معمولا در شهرهای دیگر آلمان بازی می‌کرد به همین سبب مجبور بود کمتر به خانه سر بزند.» الان این فاصله بیشتر از گذشته شده است.

فریدون زندی برای ادامه فوتبال به قبرس رفته و دیگر خیلی کمتر از گذشته به خانه سر می‌زند. پسر خجالتی فوتبال ایران کلا مدتی است که دیگر آن آدم سابق نیست. وقتی به اردوهای تیم ملی می‌آید، نه لبخندی می‌زند و نه چیزی. سرش تو لاک خودش است. با گذشته خیلی فرق کرده است. دیگر آنقدرها به سر و وضعش اهمیت نمی‌دهد. آخرین باری که به اردوی تیم ملی آمده بود دیگر خبری از آن موهای خوشحالت نبود: «به خاطر این‌که دیگر دوست نداشتم تو چشم باشم.» کمترین شباهتی با گذشته دارد.
 
رفتارش خیلی فرق کرده است. حتی وقتی به خانه می‌رود، سعی می‌کند دیواری بین خودش و دیگران حفظ کند: «می‌دانی من قبلا با همه می‌گفتم و می‌خندیدم، ولی الان بین من و آنها یک دیواری هست.» زندگی برای فری بالا و پایین زیاد داشت و هنوز هم دارد. روزی که به تیم ملی ایران دعوت شد در تیم کایزرسلاترن بازی می‌کرد و برای خودش ستاره‌ای بود، ولی حالا مجبور است ایام را در قبرس سپری کند؛ کشوری که بیشتر تفریحی است تا فوتبالی: «ولی اینجا فوتبالش خوب است. قول می‌دهم اگر یک تیم از ایران بیاید با تیم ما بازی کند می‌بازد. اینجا تیم‌ها خیلی بازیکن خارجی دارند.» ولی هر چه باشد، لیگ قبرس با کشوری مانند آلمان خیلی فرق دارد.
 
زندی این روزها در تیم الکی مشغول بازی است. او زندگی را همچنان تنها می‌گذراند. این روزها شایعات زیادی درباره‌اش مطرح است. این‌که بیماری بدی گرفته و یکسری شایعات دیگر. فریدون که کلا از روزنامه‌های ایرانی فراری بود، دوست دارد همچنان این فاصله را حفظ کند. او تا آنجا که بتواند تلفنش را جواب نمی‌دهد و با کسی حرف نمی‌زند.
 
حتی خانواده‌اش هم از این مساله شاکی هستند. مادرش می‌گوید: «به او زنگ می‌زنیم و پیغام می‌گذاریم اما چند روز بعد به ما زنگ می‌زند.» فریدون در قبرس تفریح خاصی ندارد جز این‌که گاهی وقت‌ها با دوستانش به رستوران یا مرکز خرید برود: «تنها تفریح من رفتن به رستوران است و خرید.» خیلی اهل مطالعه نیست و اگر وقت مناسبی گیر بیاورد و کتابی درست و حسابی دستش بیفتد آن را می‌خواند: «راستش زیاد وقت ندارم کتاب بخوانم، اما گاهی اوقات کتاب می‌خوانم.»

زندی عاشق ورزش کردن است و در کنار فوتبال به شنا هم خیلی علاقه دارد. دست و پاهای کشیده‌اش همیشه در این رشته به کمکش آمده است. ولی زندی به یک رشته خیلی خیلی علاقه دارد و این هم دلیلش برمی‌گردد به عشق سرعت بودن. حتما خیلی راحت متوجه شده‌اید که آن چه رشته‌ای است؛ «اتومبیلرانی.» او به رالی علاقه وافری دارد و شک نکنید اگر فوتبالیست نمی‌شد، الان یک راننده درجه یک یا حداقل دوی رالی بود. به سرعت خیلی علاقه دارد و معمولا ماشینی می‌خرد که از این نظر بتواند تامینش کند. اتفاقا یک بار در مسابقه‌های رالی شرکت کرد ولی بیشتر جنبه تفریحی داشت. زندی اینقدر به سرعت علاقه دارد که گاهی در خیابان‌های شهر هم دیوانه‌وار می‌راند. تا به حال دو بار بدجور تصادف کرده و خیلی شانس آورده که برایش مشکلی پیش نیامده است. همین چند وقت پیش در آلمان با یک ماشین نظامی برخورد کرد و بنز گرانقیمتش متلاشی شد!

در زندگی به دو چیز خیلی اهمیت می‌دهد: اول ماشین و بعد شیک‌پوشی. همیشه سعی می‌کند ماشینی بخرد که آبرویش را جلوی دوستان حفظ کند. در مورد خرید لباس و خوش‌تیپی هم باید گفت که فری دیوانه این کار است. در قبرس یک اتاق دارد که تنها در آن لباس و کفش یافت می‌شود. ترجیح می‌دهد تمام لباس‌های مد روز را به تن کند. با این‌که مدتی است دیگر خیلی به چهره اهمیت نمی‌دهد، اما همچنان خوش‌تیپی‌اش را حفظ کرده است. پول زیادی بالای این چیزها می‌دهد و همسایه‌ها عادت کرده‌اند هر روز او را با یک رنگ خاص ببینند. به مارک لباس و کفش خیلی اهمیت می‌دهد و بیشتر هم دنبال مارک‌های ‌جورجیو و دیزل است!

فریدون از بچگی آدم باهوشی بود. پدرش می‌گوید: «خیلی راحت زبان‌های مختلف را یاد می‌گرفت.» او در حال حاضر به زبان‌های آلمانی، انگلیسی و فرانسوی مسلط است و فارسی را هم بد حرف نمی‌زند. خودش می‌گوید: «من همیشه به یادگیری زبان‌ها خیلی علاقه داشته‌ام.»
 
او دیپلم اقتصاد دارد و در حال حاضر اینترنتی به تحصیلاتش ادامه می‌دهد. این کاری است که از 2 سال پیش شروع کرده است و می‌خواهد اگر بشود مدرک بالاتری بگیرد تا در رشته‌ تحصیلی مورد علاقه‌اش هم یک روز مشغول کار شود. یکی از علایق مهم فریدون گوش دادن به موسیقی است. او عاشق موسیقی‌های شاد است و هر موزیک شادی را دوست دارد. زندی به گفته مادرش در زندگی یک عادت بد هم دارد که هنوز نتوانسته آن را ترک کند: «خوردن بیش از حد شکلات»! لیلا، مادر فریدون می‌گوید: «بچه که بود همیشه شکلات‌ها را زیر تختش قایم می‌کرد. هنوز هم عاشق شکلات است.»

مسعود شجاعی
آن اوایل که مسعود شجاعی به پامپلونا رفت، هر دو با هم در یک خانه زندگی می‌کردند ولی جواد نکونام هم بخوبی می‌دانست که مسعود موقتا در خانه‌اش میهمان است. شجاعی می‌گوید: «خب فقط یک مدتی در کنار هم بودیم و الان جدا هستیم.» این جدایی هم به خاطر میهمان‌هایی بود که از ایران می‌آمدند. ولی جدا کردن خانه‌ها به این منظور نیست که جواد نکونام و مسعود شجاعی خیلی همدیگر را نمی‌بینند.
 
آنها بیشتر وقت‌ها در خانه هم هستند و ایام را با هم سر می‌کنند. زمانی که با هم در یک خانه بودند همه چیز خیلی اصولی پیش می‌رفت. طبق برنامه یک روز در میان باید یکی از آنها خانه را تمیز می‌کرد تا مبادا همه جا کثیف بماند. برای درست کردن غذا هم همیشه مکافات داشتند. از آنجا که هر دو آشپزی بلد نبودند، تخم‌مرغ معمولا سفره آنها را مزین می‌کرد. شجاعی با خنده می‌گوید: «بله، بیشتر تخم‌مرغ درست می‌کردیم و می‌خوردیم.»
 
اما یک رستوران خوب Fast Food هم در نزدیکی خانه جواد بود و هست که پیتزاهایش در شهر شهرتی دارد. روزهایی که هر دو برای تخم‌مرغ درست کردن تنبلی به خرج می‌دادند، با این رستوران تماس می‌گرفتند تا برایشان پیتزا یا ساندویچ بیاورد. الان هم این تماس‌ها ادامه دارد و این دو بازیکن ایرانی رستوران مورد نظر را آباد کرده‌اند. تفریحات نکونام و مسعود در شهر پامپلونای اسپانیا خیلی محدود و در واقع تکراری است.
 
یک پارک زیبا در کنار خانه جواد هست که معمولا برای قدم زدن به آنجا می‌روند. هر دو خوره پلی‌استیشن هستند و اگر به خانه همدیگر بروند اولین کاری که می‌کنند روشن کردن پلی‌استیشن است. هر دو خوب بازی می‌کنند، اما معمولا این مسعود است که برنده می‌شود. اینترنت هم یکی از سرگرمی‌هایشان است. اخبار ایران و جهان را خیلی ریز دنبال می‌کنند تا مبادا از قافله عقب بمانند. نکونام و مسعود هم مثل هر فوتبالیست دیگری به مد و ماشین خیلی اهمیت می‌دهند. نکو عاشق بی‌ام دبلیو است. پیش از این‌که به اسپانیا برود، در آلمان سفارش یکی از این بی‌ام دبلیو‌های جدید و فول آپشن را داد که الان هم زیر پایش است.
 
شجاعی هم عاشق ماشین‌های آلمانی است و مثل جواد از بی‌ام ‌دبلیو خوشش می‌آید. جواد نصفی از درآمدش را خرج لباس و کفش می‌کند و حاضر است هر پولی را بالای چیزی که از آن خوشش می‌آید، بپردازد. در تیم ملی با اغلب بازیکنان کل خوش‌تیپی می‌اندازد. قبلا سر این قضیه با علی کریمی و جواد کاظمیان خیلی کری داشت ولی حالا این دو در تیم ملی نیستند و جواد مجبور است با دیگران کل بیندازد. مادرش می‌گوید: «زمانی که در امارات بود، هر چه پول درآورد خرج لباس و کفش کرد.» وقتی درآمد میلیاردی باشد این چیزها خیلی طبیعی است. شجاعی هم به شیک‌پوشی خیلی اهمیت می‌دهد و از زمانی که به اسپانیا رفته بیشتر به این مساله اهمیت می‌دهد.
 
او از نکو خیلی تاثیر گرفته اما خودش هم می‌داند که نمی‌تواند به خوش‌تیپی جواد باشد. گوش دادن به موسیقی هم قسمتی از سرگرمی‌های آنهاست. نکو عاشق صدای رضا صادقی است و تمام آهنگ‌های او را دانلود می‌کند. شجاعی هم هر موسیقی‌ای دم دست باشد گوش می‌دهد اما بیشتر ترجیح می‌دهد غمگین باشد. جواد از سینما رفتن خیلی بدش می‌آید درست مثل مسعود. اما فیلم دیدن را دوست دارند و دی‌وی‌دی‌های روز را رد و بدل می‌کنند.
 
یک ایرانی در کنار هر دوی آنها است که کارهایشان را خیلی خوب راه می‌اندازد و هر جا که گیر کنند، به دادشان می‌رسد. در واقع او مترجم این دو محسوب می‌شود. تفاوت اصلی مسعود و نکونام در این است که جواد هیاهو و شلوغی را دوست دارد، اما مسعود عاشق سکوت و آرامش است.
 
بزرگ‌ترین آرزوی شجاعی این است که روزی وقت مناسبی گیر بیاورد و برای مدتی از شهر بزند بیرون: «به خدا آرزو دارم مدتی را در یک جای دنج در طبیعت سپری کنم. شاید هم در کنار دریا. نمی‌دانم، از این زندگی شهری خسته شده‌ام. دنبال یک وقت خالی هستم.» او کلا تفکرات خاصی دارد ولی در مجموع جزو بچه باحال‌های تیم ملی محسوب می‌شود. با همه گرم می‌گیرد و همیشه آرام است. اما نکونام این‌طور نیست، از خبرنگاران کمی فراری است و پیچاندن را خوب بلد است.

آندرانیک تیموریان
«من مثل یک کارمند هستم.» صبح‌ها ساعت 30/8 از خواب بیدار و ساعت 9 وارد باشگاه می‌شود. صبحانه را در کنار بازیکنان تیم می‌خورد. بعد از خوردن صبحانه به زمین تمرینی باشگاه می‌رود و با بقیه تمرین می‌کند. ساعت 30/12 دوش می‌گیرد و وارد سلف باشگاه می‌شود تا ناهار بخورد. تا ساعت 3 وقت ناهار دارند و بعد از آن برنامه‌های مختلف دیگر یا به استخر می‌روند یا به سالن بدنسازی. باشگاه سالن‌های دیگری هم دارد که اگر آندرانیک تیموریان دوست داشته باشد، می‌تواند به آنها هم سر بزند.
 
آندو در محله فولام در لندن، روزهایی تکراری را سپری می‌کند، با این حال هیچ چیز برایش خسته‌کننده نیست. دوست دارد مثل حرفه‌ای‌ها زندگی کند: «من از این نوع زندگی بدم نمی‌آید.» تیموریان کلا بچه ساکتی است که خیلی کم صدای اعتراضش را شنیده‌اید. مدتی مصدوم بود و دوباره به میادین بازگشته است، اما به این راحتی‌ها نمی‌تواند به ترکیب تیم بازگردد. خودش هم این را می‌داند. آندو زمانی که بولتون هم بود، شرایطی مشابه زندگی در فولام داشت.
 
صبح به باشگاه می‌رفت و نزدیک ساعت 6 به خانه بازمی‌گشت. به این می‌گویند یک زندگی ورزشکاری در انگلیس که برای اغلب تیم‌ها و باشگاه‌ها یکسان است. آندو که در فولام تنها زندگی می‌کند مثل خیلی از لژیونرهای دیگر تفریحاتی دارد. بیلیارد بازی می‌کند و عشق پلی‌استیشن است. شبکه‌های ایران را در خانه دارد و بیشتر بازی‌ها و اخبار را دنبال می‌کند. اگر در خانه نباشد که اخبار را ببیند سری به اینترنت می‌زند. خیلی سعی می‌کند خودش را سرگرم کند. فیلم زیاد می‌بیند و موسیقی هم زیاد گوش می‌دهد.

درباره شرایط زندگی در انگلیس می‌گوید: «در فولام مثل همه باشگاه‌های دیگر انگلیس یک بازیکن مثل کارمند اداره‌ای است که از 8 صبح تا 5 یا 6 بعدازظهر در اداره کار می کند. حتی زمان‌هایی هم که تمرین نداریم و بازیکنان منتظر شروع تمرینات بعدازظهر هستند همه به سالن تفریحات باشگاه می‌روند و هر کس کار مورد علاقه‌اش را انجام می‌دهد. بعضی‌ها در اینترنت اخبار فوتبال را پیگیری می‌کنند، بعضی‌ها بیلیارد بازی می‌کنند و برخی هم استراحت می کنند. در کل تمام بازیکنان به معنای واقعی تیم، زمانشان را در کنار هم می‌گذرانند.»
 
او توضیح می‌دهد: «حتی در هر باشگاه کسانی هم هستند که 24 ساعته کارشان خدمات رساندن به بازیکنان است، این افراد از فرستادن لباس‌های کثیف بازیکنان به رختشویی گرفته تا گرفتن تاکسی، بلیت، ویزا و ... برای بازیکنان همه کاری انجام می‌دهند تا بازیکنان با آرامش کامل فقط به فکر فوتبال باشند و دغدغه دیگری نداشته باشند. به نظر من در کل شرایط حرفه‌ای فوتبال انگلیس حتی از سایر لیگ‌های اروپایی هم بهتر است.»

 
هیجان پایان این هفته با تصمیم سنگین خاتمی
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧  کلمات کلیدی:

تابناک:برخی منابع خبری گزارش داده‌اند، سیدمحمد خاتمی تا پایان هفته جاری، تصمیم نهایی خود را درباره حضور یافتن یا نیافتن در انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام می‌کند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، هرچند برخی از رجال سیاسی در رایزنی با خاتمی، بر حضور او در انتخابات ریاست‌جمهوری تأکید دارند، اما خاتمی برای پذیرش و نامزدی با شرایط دشواری روبه‌رو بوده است.

گفته می‌شود، او در بسیاری از نشست‌های خصوصی، از وضعیت دشواری که در صورت اعلام نامزدی پیش رو خواهد داشت، سخن می‌گوید و بر این باور است که نباید وارد میدان انتخابات شود.
همچنین شنیده شده که خاتمی از برخی فضاسازی‌ها درباره ضرورت نامزدی خود در انتخابات ریاست‌جمهوری ناخرسند است و می‌گوید، این فضاسازی‌ها بار مسئولیت سنگینی را متوجه او کرده و زمینه را به گونه‌ای فراهم آورده است که چنانچه به این درخواست‌ها پاسخ منفی بدهد، ممکن است بسیاری او را به خیانت یا فرار از مسئولیت متهم کنند.

با وجود این، خاتمی در همه مذاکرات و رایزنی‌ها با مشاوران و یاران خود، سعی در ارایه تصویری واقعی از موقعیت خود در فضای سیاسی کنونی دارد و تلاش می‌کند دلایلش را برای خودداری از پذیرش نامزدی روشن کند.

برخی شنیده‌ها نیز حاکی است، هم‌اکنون سیدمحمد خاتمی تمایل بیشتری به خودداری از ورود به میدان انتخابات ریاست‌جمهوری پیدا کرده است و چنانچه با فشار سنگین اطرافیان و حامیان خود روبه‌رو نشود، تا پایان همین هفته، نظر نهایی‌اش را مبنی بر انصراف از نامزدی اعلام خواهد کرد.


 
درس پسر بااخلاق میلان به شیخ منچستر
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥  کلمات کلیدی:

تابناک:انصراف غیرمنتظره‌ی کاکا از پیوستن به منچستر‌سیتی در رسانه‌های ایتالیا‌، انگلیس، و حتی اسپانیا بازتاب گسترده‌ای داشته است. در میان دیدگاه‌های گوناگون، جنبه‌های رمانتیک داستان بیشتر به کام طرفداران آ.ث.میلان خوش می‌آیند.
او گفت: «کاکا نه تنها یک قهرمان بزرگ بلکه مرد بزرگی است که نشان داد پول همه چیز نیست. او برای خود ارزشهایی اخلاقی و معنوی دارد و حتی زیر پیراهن میلان پیراهنی می‌پوشد که روی آن نوشته شده: «من به عیسی تعلق دارم.» این پسر خود را یک سرخ و سیاه پوش حس می‌کند و ترجیح داده که در میان محبت هوادارانش به عنوان پرچم آ. ث‌. میلان باقی بماند.»

سیلویو کاکا را نفروش!
به نظر می‌رسد محبت طرفداران نقش بزرگی در تصمیم کاکا بازی کرده باشد: بسیج هواداران از بازی شنبه (۱۷ ژانویه) در برابر فیورنتینا (آ. ث. فلورانس) آغاز شد. پلاکاردها و شعارهایی مانند «کاکا فروشی نیست»‌، «کاکا قیمت ندارد»، و «Don´t touch Kaka!» جو خاصی به استادیوم سن‌سیرو داده بودند.

دوشنبه (۱۹ ژانویه) حدود  ۵۰۰ طرفدار که از مذاکره میان دو باشگاه باخبر شده بودند، زیر باران در برابر ساختمان آ. ث. میلان تظاهرات کردند. گردهمایی سپس به زیر خانه کاکا نقل مکان کرد.

بر روی یک پلاکارد نوشته شده بود: «۶ سال فراموش شدنی نیست. کاپیتان، با ما بمان.» ستاره برزیلی بارها در چارچوب پنجره ظاهر شد و وقتی پیراهن شماره ۲۲ خود را به دوستدارانش نشان داد معلوم شد که ماندنی است.

برنده سابق توپ طلایی اروپا و بهترین فوتبالیست جهان در سال ۲۰۰۷، دوشنبه شب به کانال تلویزیونی آ.ث. میلان، گفت که تحت تأثیر محبت هوادارانش و با "دل" تصمیم گرفته است. کاکا افزود که پس از بازی با فیورنتینا کودکان میلانی با دادن نقاشی‌هایی که برایش کشیده بودند او را منقلب کرده‌اند.


 
پچ‌پچ‌های انتخاباتی
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥  کلمات کلیدی:
تابناک :
خبر اول: بنا بر شنیده‌ها٬ یکی از کاندیداها هنگامی که با یکی از مقامات عالی‌رتبه کشور دیدار کرده و از ایشان درباره آمدن و یا نیامدن در انتخابات پرسید٬ مقام عالی‌رتبه گفته است: «هر کسی که کاندیدا شود و رأی بیاورد٬ نظام با او کار خواهد کرد و به شما هم نمی‌گویند که شرکت بکنید یا نکنید، ولی به نفع خودتان است که شرکت نکنید».

خبر دوم: در این زمینه٬ دو هفته پیش٬ یکی دیگر از نامزدهای احتمالی ـ که به طور تناوبی هر چند مدت یک بار فعال شده و پس از مدتی دلسرد می‌شود ـ همه ستادهای انتخاباتی خود را نیمه‌تعطیل کرد٬ ولی چند روزی است بار دیگر حرکت انتخاباتی خود را آغاز کرده است.

خبر سوم: شنیده‌های «تابناک» از اطرافیان یکی از کاندیداهای مهم اصلاح‌طلبان حاکی از آن است که وی هنوز به جمع‌بندی بر سر حضور در میدان انتخابات٬ آن هم پس از سال‌ها دوری نرسیده است٬ ولی برای داغ شدن تنور انتخابات و ایجاد موج هیجان در اصلاح‌طلبان٬ از اعلام عدم کاندیداتوری٬ چشم‌پوشی می‌کند.

خبر چهارم: شنیده شده که خاتمی پس از دیدار هفته گذشته خود با رهبری ملاقات‌های مهمی را با رجال سیاسی کشور آغاز کرده است. این ملاقات‌ها ظاهرا هنوز نتوانسته تردیدهای خاتمی را برطرف کند و تنها به افزایش تردیدهای او انجامیده است.

خبر پنجم: همسر یکی از کاندیداهای احتمالی جبهه اصولگرا به وی گفته است که اگر در انتخابات نامزد انتخاباتی شود٬ به او رأی نخواهد داد.

 
آش همان آش است و کاسه همان کاسه، اما بیا
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥  کلمات کلیدی:

یاری:یک هموطن از تهران با اشاره به خاطرات خود از سید محمد خاتمی در سال 80، خطاب به رئیس دولت اصلاحات گفته است:«بیا که دیگر هیچ کس به عدم توجه به اقتصاد متهمت نمی کند... بیا که دیگر هیچ کس از مشکلات بین المللی و تعلیق غنی سازی در زمان تو سخن نخواهد گفت... بیا که دیگر هیچ کس تو را عامل بی بند و باری جوانان ایرانی نخواهد خواند... بیا که دیگر هیچ کس از یکی بودن تو با دیگران سخن نخواهد گفت... بیا که دیگر هیچ کس تو را سازشکار نخواهد خواند.»


 
مثلث دروغ، علیه خاتمی
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥  کلمات کلیدی:

یاری: چندماهی است که در اقدامی بی سابقه، دولت راسا به تخریب شخصیتهای نظام و دروغ پردازی روی آورده است، عملی که حیرت همگان را موجب شده است چرا که محمود احمدی نژاد پیش از انتخابش به عنوان رئیس جمهور، بیش از هر چیزی بر گفتمان انقلابی تاکید می کرد.

به گزارش پایگاه خبری یاری، در ماههای اخیر خبرگزاری ایرنا که خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران است تبدیل به «سایتی تخریبگر» شده است، مدیرعاملش از قول رهبر معظم انقلاب نقل می کند که «ایرنا باید دست بزن نظام باشد» و بر اساس تفسیری که از این سخن رهبری انجام داده اند، این دست بزن باید اصلاح طلبان و شخص سیدمحمد خاتمی را بزند، چرایش نیز مشخص است؛ نتایج نظرسنجی ها و موج ایجاد شده در دعوت از سید محمد خاتمی آنقدر برای اصولگرایانی که ادعا می کرده و می کنند «قدرت را برای خدمت می خواهند» ترسناک است که از این ترس دست به هر کاری «می زنند».

ستون زمزمه در خبرگزاری ایرنا از یک سو، سرویس سیاسی خبرگزاری فارس از سوی دیگر و بخش اخبار ویژه روزنامه کیهان، سه ضلع مثلثی را تشکیل می دهند که هدفی جز تخریب خاتمی ندارند و هر گاه دروغ ها و تخریب هایشان در مورد خاتمی مشخص می شود با هماهنگی بلافاصله مطلب دیگری را منتشر می کنند تا رسوایی آنها تحت تاثیر خبرسازی جدید قرار گیرد.

نمونه اخیر آن خبری در مورد مدرک تحصیلی سید محمد خاتمی بود که خبرگزاری دولتی که جعلی بودن مدرک وزیرش به گوش همه و حتی اهالی همان کشورهایی که پیش از این حتی اسمشان را در نقشه ندیده بودیم و به لطف ارتباطات گسترده دولت نهم با کشورهای بزرگ، تاثیرگذار و نامدار دنیا آنها را نیز شناختیم رسیده بود، آن را منتشر کرد. 

روز گذشته با انتشار ریز نمرات و گواهی فارغ التحصیلی سید محمد خاتمی از دانشگاه اصفهان رسوایی بزرگی برای این «دست بزن نظام» بوجود آمد.

خلاصه کلام آنکه رای آوری و پیروزی خاتمی بر احمدی نژاد بر حامیان دولت و البته برای مجموعه دولت نهم کاملا مسجل شده است که اگر اینچنین نبود اینگونه خاتمی و اصلاح طلبان مورد تخریب قرار نمی گرفتند، تخریب های آنها بهترین سند بر ناکارآمدی دولت نهم است و ما به عنوان حامیان خاتمی از این رویه استقبال می کنیم که هم سندی بر راستی ماست و هم سندی بر عملکرد آنها.


 
کاندیداتوری خاتمی برای انتخابات دهم قطعی شد
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥  کلمات کلیدی:

بر اساس آخرین اخبار دریافتی خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس از جلسه‌ای که با حضور جمعی از سران احزاب اصلاح‌طلب برگزار شد، سید محمد خاتمی آمدن خود به صحنه انتخابات را رسماً اعلام کرد.
در این جلسه مباحثی همچون نحوه تعامل و مواجهه با کاندیداتوری میرحسین موسوی در صحنه انتخابات مطرح شد.
برخی حاضران در جلسه معتقد بودند که با توجه به احتمال ورود میرحسین موسوی به صحنه انتخابات، می‌توان با پیشنهاد معاون اولی، وی را از حضور در صحنه انتخابات منصرف کرد.
این گزارش حاکیست، این پیشنهاد با موافقین و مخالفینی همراه بود و در نهایت مقرر شد که این موضوع در جلسات آتی بررسی شود.